من گمان میکردم که برای دلباخته کردنش باید لبخند بر لبانش

من گمان میکردم که برای دلباخته کردنش باید لبخند بر لبانش بنشانم
ولی هر بار که می خندید این من بودم که عاشقش میشدم.
دیدگاه ها (۳)

آقا کسی اینو داره بگه چقدر باید برای این حافظه خالی کنم الان...

بچه ها این یه نسخه دیگه از یه ویدئو که فرستاده بودم اونجا ری...

و این بخشی از چهره‌ی بی‌رحمانه‌ی دنیا بود که دخترک را این‌گو...

★دوست بچگی...(p⁶(endعمیقاً احساس میکردم دارم با یک غریبه حرف...

منم جای پسره بودم، مشکوک می‌شدم والا! 😂🤍این تیپ برای مغازه ز...

ایران سلاح.......

چند پارتی تهیونگ (درخواستی)

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۱۹ | «یک جای خاص»...

آرت برای ایسومی

💜 پارت چهارم | پایانشب کم‌کم به پایان می‌رسید.نامجون و یونگی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط