{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صلح امام حسن

صلح امام حسن
صلح با معاویه

🔹 اگرصلح امام حسن مجتبی (علیه السلام)نبود یک شیعه را زنده نمیگذاشتند🔹

👈 ابو سعید عقیصا می گوید:به حضرت امام حسن (علیه السلام) گفتم:
چرا با معاویه صلح کردی و حال آنکه حق با تو و معاویه گمراه و ستمگر است؟
فرمود:آیا من پس از پدرم،حجت خدا و امام نیستم؟
گفتم آری.
فرمود:مگر رسول خدا در حق من و برادرم نفرمود:الحسن و الحسین امامان،قاما او قعدا؟ حسن و حسین امامند چه قیام کنند و چه نکنند؟
گفتم:آری.
فرمود:پس من امام هستم،چه قیام کنم و چه نکنم.
آنگاه برای او،علت آنکه قیام نفرمود،توضیح داد که:
به همان سبب با معاویه صلح کردم که پیامبر خدا با بنی ضمره و بنی اشجع و با اهل مکه در حدیبیه صلح کرد،با این تفاوت که آنان کافر بودند و معاویه و یاران او در حکم کافرند.
ای ابو سعید!،اگر من از جانب خداوند امامم،دیگر معنا ندارد که رای مرا سبک بشماری،گر چه مصلحت آن بر تو پوشیده باشد.
مثل من و تو،چون خضر و موسی است.
خضر کارهایی می کرد که موسی مصلحت آنرا نمی دانست و در خشم می شد اما چون خضر او را آگاه می ساخت،آرام می گرفت،من هم خشم شما را بر انگیخته ام به این جهت که به مصالح کار من آشنا نیستید،اما همینقدر بدان که اگر با معاویه صلح نمی کردم،شیعه ای روی زمین بازنمی ماند .
------------------------
📗 علل الشرائع الشیخ صدوق (رحمه الله علیه)؛ جلد۱ ؛ صفحه۲۱۱
دیدگاه ها (۱)

السلام علی المهدی عج

قصه سیزدهم: امام حسن مجتبی (ع)

قصه پانزدهم: امام حسین (ع) زمینه ها. (بخش اول)

السلام علیک یاخلیفه الله ع

🎬 #کلیپ کوتاه‌ترین دوران امامت🔅 چند نکته مهم درباره #امام_حس...

🌷شهدا🇮🇷در قهقهه😁مستانه شانو در شادی😍وصولشان عند ربهم یرزقونن...

_خلقت نوری اهل بیت علیهم السلام و قدرت نور امام زمان عجل الل...

قصه شانزدهم: راهبرد امام حسین (ع) (قسمت دوم)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط