مے گفت خوشم نمیاد مشروب بخورے ؛ منم نمےخوردم ؛ ولے امشب م
مے گفت خوشم نمیاد مشروب بخورے ؛ منم نمےخوردم ؛ ولے امشب مے خورم.... .. بد نیست بخورم بسلامتے اونے ک مے گفت : سرما خوردم ولے من بازم محکم بغلش مے کردم و مے بوسیدمش ..... بسلامتے اونے که مے پیچونه و جواب تماست رو نمیده و دهن آدمو از استرس سرویس میکنه بعد میاد راحت میگه : گوشیم رو بے صدا بود نفهمیدم.... بسلامتے پسرے که وقتے میره مهمونے خونه فامیل زنگ مے زنه و نیم ساعت باهات حرف میزنه تا بهت نشون بدهتو نخ هیچکدوم از دختراے مهمونے نیست.... بسلامتے پسرے که وقتے تو خیابون یکے بهت کج نگاه کرد دکور صورتش عوض میشه.... بسلامتے پسرے ک وقتے بعد از ی دعواے مفصل با هم آشتے کردین ازش مے پرسے دوسم دارے ؛ لبخند بزنه و دستشو گردنت حلقه کنه و بگه عاشقتم ب مولا.... و در آخر هم بزن به سلامتی من چرا شو نپرس که اشکت درمیاد.
- ۱.۹k
- ۱۸ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط