{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قدم میگذارم بر خاک بی روح خیابان...

قدم میگذارم بر خاک بی روح خیابان...
همان خیابانی که روزی باهم دست در دست قدم زدیم و گفتم " دوستت دارم"...
همان خیابانی که درخت هایش، شکوفه داد و من یکی را چیدم و بر موهای مواجت گذاشتم و گفتم "دوستت دارم"...
همان خیابانی ظهر آفتابیش را روی جدول نشستیم و از علایقمان گفتیم و من باز هم گفتم" دوستت دارم"
همان خیابانی که پاییز بی مهرش را گذراندیم و غروب خورشید را به تماشا نشستیم و من چه عاجزانه گفتم"دوستت دارم"...
همان خیابانی که آن شب برفی، بدون چتر راه رفتیم و خیس شدیم و بازهم غرورم را نادیده گرفتم و گفتم"دوستت دارم"...
همان خیابانی که سیصد و شصت و پنج روز را با هم، هر روز طی کردیم و من سیصد و شصت و پنج بار غرورم را نادیده گرفتم و گفتم "دوستت دارم"....
رد پاهایت را دنبال میکنم تا شاید ردی، نشانی از تو پیدا کردم...
شاید پیدایت کردم و تواننستم برای بار دیگر بگویم"دوستت دارم"...
و باز هم تکرار میکنم...
دوستت دارم...
و باز هم مثل همیشه جوابم تنها سکوتی است که از جانب تو دریافت میکنم...
"دوستت دارم"


●ممنونم ازتون که وقت گذاشتین و متنم رو خوندین ... میدونم کم و کاستی زیاد داره، اما خوشحال میشم نظرتون رو راجب متنم بگین... این متن هارو خودم مینویسیم... از تخیلاتم... نمیدونم چقدر موفق بودم که متن جذابی بنویسم...بازم ممنون که وقت گذاشتین و خوندین●
#عاشقانه
دیدگاه ها (۸)

#اونـ_مالـ_منهـᏢᎪᏒᏆ23 ته:دوست دارمکوک:ته میدونم ولی گفتم منم...

پسر بد (58)

مهمونی خطرناک پارت= 19از ماشینش پیاده شد و به سمت خونه راه ا...

Enemys Embrsce [ part ۲۹ ]

#in_your_eyes"ادامه پارت ۸۸"ویو کایلافقط دلم میخواست مطمئن ب...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 225♡⁠。⁠)⁩دستش ر...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 126・⁠]⁠ᕗو اروم و پرعطش کنار ...

پارت ۳ ویو ا.ت یونگی چند لحظه چشماش رو بست و نفس عمیقی کشید ...

وقتی پسر عموت و مربی بوکست بود🩵(درخواستی)پارت ۲ولی دقیقا برع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط