تو...بیا
تو...بیا
تنها تو ...بیا
حلقه بزن به در خانه
تنهایی من...
تا به شوق نگهت بال شوم
دام شوم...دانه شوم...
تو...به جان
رام دل این عاشق آزرده شوی...
با من بگو...
از راز شگفتن گل رز
از دل سبز بهار...
از سرانگشت نوازش هایِ
شکوفه سرخ انار...
تا تازه شوم...
رو به دریای دلت
پنجره ای باز شوم....
تا بخوانم به شادی و پایکوبی:
خانه ی حوصله ها آباد است
دل من نورانیست...
و سایه دلتنگی
بر سرای جان پیدا نیست...
که مرا به تو
ای ماه، امشب
به یاد و نظری
حاجت نیست...
تنها تو ...بیا
حلقه بزن به در خانه
تنهایی من...
تا به شوق نگهت بال شوم
دام شوم...دانه شوم...
تو...به جان
رام دل این عاشق آزرده شوی...
با من بگو...
از راز شگفتن گل رز
از دل سبز بهار...
از سرانگشت نوازش هایِ
شکوفه سرخ انار...
تا تازه شوم...
رو به دریای دلت
پنجره ای باز شوم....
تا بخوانم به شادی و پایکوبی:
خانه ی حوصله ها آباد است
دل من نورانیست...
و سایه دلتنگی
بر سرای جان پیدا نیست...
که مرا به تو
ای ماه، امشب
به یاد و نظری
حاجت نیست...
- ۲.۱k
- ۱۹ آذر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط