آمده ما را بسوزاند، خدایا رحم کن

آمده ما را بسوزاند، خدایا رحم کن
رحم کن بر روزگار تیرهٔ ما رحم کن
چشم من دریاست، گیسوی پریشان تو موج
ای خروشان موج طوفانی، به دریا رحم کن
موجب رسواییِ من می‌شود پیراهنت
یوسف مصری! به دامان زلیخا رحم کن
مثل کفشی کهنه‌ام، ترکم کن اما بعد از این
بر کسی که این‌چنین افتاده از پا رحم کن
دست تو افتاده شمشیرم... به حال این اسیر
من اگر بودم نمی‌کردم! تو اما رحم کن
مانده‌ام در برزخی ما بین مرگ و زندگی
وقت تصمیم است اینک، یا بکش! یا رحم کن!

#حسین_زحمتکش
دیدگاه ها (۳)

ای به دوش افکنده گیسو ...کجا بودی که دیشب تا سحر در فکر گیسو...

گنج من! در طلبت رنج فراوان بردمبی وضو، دستِ می آلوده به قرآن...

شبی در موج زلفانت مرا هم رنگ دریا کنگل پژمرده ی دل را به لبخ...

شبی در موج زلفانت مرا هم رنگ دریا کنگل پژمرده ی دل را به لبخ...

ابروانت را کمانی فُرم شیطانی نکنمثل موهایت مراهم درپریشانی ن...

شبی در موج زلفانت مرا هم رنگ دریا کنگل پژمرده ی دل را به لبخ...

تقدیم به حضرت جانانم🫀🫂شبی در موج زلفانت مرا هم رنگ دریا کنگل...

‌کاديا آيا اکنون اين عشق است؟ بازيچه‌ای مرموز و ناگشوده در م...

باد می آید و موهات پریشان شده است باد با توست... همین است که...

باد می آید و موهات پریشان شده است باد با توست... همین است که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط