چشمانم را فرو می بندم غرق می شوم در رؤیایی شبانه

چشمانم را فرو می بندم غرق می شوم در رؤیایی شبانه

ناگاه می بینم پولکی از جنس ستاره ریخته بر گیسوان سیاه این عاشقانه

آسمان جشن رنگی می گیرد در این سرور نور افشان

ستارگان دنباله دار هل هله می کنند در این رسم رندان

می آید از کهکشان شاهزاده ای با اسب سپید

بر سر اسبش شاخ سپیدی از جنس حریر

می رسد قلبش به نزدیکی قلب آن تازه عروس

تیر 2 شاخه ای می خورد بر قلب آن 2 عاشق ونوس

بعد از آن عشق رخ می نماید از آسمان

زمینی می شود آن عشق بی نشان

بر زمین که می رسد دگر نشانی از حقیقت نیست

سنبل وفا ترک می خورد و شروعی از رفاقت نیست

به ناگاه لرزه ای رعشه می زند بر وجودم

بیدارم می کند کابوس سیاه ظلمت گونه ی بی فروغم

حسی به من می گوید آن همه خواب بود

آن خوشبختی و جشن ستاره ها و سپیدی شنل فقط توهم یک رؤیا بود

تیر 2 شاخه ای نیست بر قلب آن 2 عاشق اسیر

آن همه فقط بود یک کابوس،کابوس رؤیایی نفس گیر

پس از آن سوگند می خورم که نباشم در رؤیا

جویای حقیقت باشم حتی اگر تلخ باشد در این دنیا
#blue
دیدگاه ها (۱)

وقتی به هیچ وجه دلش با تو جور نیستکم دست و پا بزن که رسیدن ب...

آدم‌ها فکر می‌کنند رفتن، نقطه‌ی پایانِ یک رابطه است؛ اما حقی...

آنچه در فیلم می‌بینید ستاره دریایی باردار نیست. مطلقاً هیچ س...

🌙💤 لالایی عروسی در آسمان! 🌞💍 | شعر کودکانه فارسی کلاس اول با...

#تا_انتها_ببینیدچرا رشته مهندسی تولید و ژنتیک گیاهی؟داستان ت...

در روزگاری که آینه‌ها هم گاهی غبارِ خودخواهی را پس نمی‌دهند،...

پرنده بهشتی آبی گونه‌ای بزرگ از پرنده بهشتی است. این پرنده ا...

🍁🍂 #پاییز من اے ڪہ تجلے گاہ هر آن‌چہ در عشق نهفتہ استاز شورو...

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

گاهی بعضی آدم‌ها وارد رابطه‌ای می‌شوند که از همان ابتدا می‌د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط