پادشاه من
این چند وقت ایزانا یا وقت نداره یا خونه نیست نمیدونم شاید سرش شلوغه ولی یادش نرفته که منم پیششم شاید یادش رفته ، مهم نیست میدونم اون منو دوست داره ... البته این حسه منه .
امشب قراره زود تر بیاد اگه بشه میتونیم باهم حرف بزنیم یا فیلم ببینیم یا یکم شیطنت .
ایزانا وارد خونه شد با یه حاله سیاه رنگ که همش خشم بود خشمی که نباید سر دخترکش خالی می کرد (اینجا شما یونا هستید )
یونا . سلام
ایزانا . هیچی نگفت
یونا . ایزانا من سلام کردم ها
ایزانا . الان نه بزار برا بعد
یونا . ولی ...
ایزانا . گفتم بزار برا بعد (یکم داد )
یونا . باشه
ایزانا شبا دیگه پیش یونا نمینمیخوابه و رو مبل میخوابه چون تا نیمه شب سرش تو لبتاپ و گوشیه
یونا رفت سمت اتاقش ایزانا کتشو که در آورد صدای اس ام اس گوشی یونا امد رفت سمتش برش داشت از سمت یه شماره بود بازش کرد نوشته بود
عشقم پس فردا میبینمت همونجای همیشگی
ایزانا سعی کرد با خودش بگه دوستشه ولی یونا این اواخر از دوستاش دوری میکنه رفت پیام قبل تر نوشته بود
یونا عزیزم لج نکن جواب بده
قبل تر
صبحت بخیر عزیزم
قبل تر
بیخیال اون شو اون حتی نمی خواد تو رو ببینه
قبل تر
ببین اگه اون مرد رو ول کنی قول میدم خودم بهترین مردی شم که تا به حال دیدی
قبل و قبل تر و خوند و
خون جلوی چشماش رو گرفته بود
ایزانا . یونا
رفت سمت اتاق یونا در رو یهو باز کرد یونا سشوار دستش بود از حموم در امده بود (لباس تنش بود )
یونا . بله
ایزانا . این چیه ؟
یونا . کدوم ؟
ایزانا گوشیو گرفت جلو
یونا . اونطور که فکر میکنی نیست فقط یه مزاحمه همین
ایزانا . چرا چیزی بهم نگفتی ؟
یونا . تو اصلا بودی که بهت بگم
یونا پاشد از اتاق بره بیرون ایزانا و اون الان دقیقا یه میلی متری هم بودن ایزانا واینساد یهو گفت یونا
یونا تا سرشو برگردوند ایزانا محکم زد تو صورتش
ایزانا . گمشو از جلو چشمام (داد )
یونا سرشو گرفته پایین
ایزانا . گفتم گمشو (داد )
یونا رفت پایین چون الان زمستونه کاپشنش رو برداشت زد بیرون
ایزانا رفت خودشو انداخت رو تخت خوابید بیدار که شد دید ساعت نزدیکای ۲ ظهره یهو یادش امد دیشب چی کار کرده
گفت
یونااااا کجایی ؟
خونه رو گشت غیب شده بود دستشو نگاه کرد گفت
چرا خودم با دستای خودم ملکم رو زدم
رفت لباس تن کرد زد بیرون جاهایی که حدس بود رو گشت ولی یونا نبود
بعد سیمکارتش رو عوض کرد زنگ زد کاکوچو کاکوچو برداشت . بله
ایزانا . یونا غیب شده
کاکوچو . ایزانا الان دستم بنده زنگ میزنم بهت
ایزانا همینجور مونده بود
یونا رفته بود اونجایی که قبل از بغل پادشاهش امن ترین وگرم ترین جای دنیا بود براش همون جایی که کل بچگی هاش رو گذرونده بود و البته در اونجا همیشه به روش باز بود درسته رفته بود سمت یتیم خونه تا در باز شد کلی بچه قد و نیم قد امدن سمتش بغلش کردن
یونا هم متقابل بغلشون کرد
بچه ها دستشو گرفتن کشیدن سمت سالن یهو چشمش خورد به یکی از کارکن ها که براش حکم مادر رو داشت اون خانم یونا رو محکم بغل کرد
یونا . دلم خیلی برای همتون تنگ شده بود یه دنیا
اسم اون خانم ساکورا هست
ساکورا . منم همینطور .بعد که آروم ازش جدا شد رفت پیش بچه ها تا نیمه های شب پیش بچه ها بود تا بهشون گفت
اگه نخوابید فردا بی انرژی میشد ها منم از بچه های خسته خوشم نمیاد پس برید بخوابید
بعد از کلی سر و کله زدن
ساکورا . از دیدنت یه دنیا خوشحال شدم ولی چرا الان ؟
یونا . عیبی داره شب دلم بخواد بیام پیشتون ساکورا . نه
یونا میخوام پیشتون بمونم تا چند وقت مزاحم که نیستم هستم ؟
ایزانا نشته پیش کاکوچو
کاکوچو . مطمئنم پیش بچه هاست اونجا رفتی ؟
ایزانا . نه نرفتم
کاکوچو . باشه بمون همینجا تا بیام
کاکوچو رفت جلو یتیم خونه در زد اون مسی نبود جز یونا
یونا . سلام
کاکوچو . صورت یونا رو گرفت چک کرد
یونا . کاکوچو چت شده ؟
کاکوچو . هیچی بیا بریم
یونا . بریم ؟ کجا ؟
کاکوچو . پیش ایزانا
یونا . من نمیام بزار به خودش بیاد این اواخر حالش بده ادامش پارت بعد دو پارتی است 😁💖
امشب قراره زود تر بیاد اگه بشه میتونیم باهم حرف بزنیم یا فیلم ببینیم یا یکم شیطنت .
ایزانا وارد خونه شد با یه حاله سیاه رنگ که همش خشم بود خشمی که نباید سر دخترکش خالی می کرد (اینجا شما یونا هستید )
یونا . سلام
ایزانا . هیچی نگفت
یونا . ایزانا من سلام کردم ها
ایزانا . الان نه بزار برا بعد
یونا . ولی ...
ایزانا . گفتم بزار برا بعد (یکم داد )
یونا . باشه
ایزانا شبا دیگه پیش یونا نمینمیخوابه و رو مبل میخوابه چون تا نیمه شب سرش تو لبتاپ و گوشیه
یونا رفت سمت اتاقش ایزانا کتشو که در آورد صدای اس ام اس گوشی یونا امد رفت سمتش برش داشت از سمت یه شماره بود بازش کرد نوشته بود
عشقم پس فردا میبینمت همونجای همیشگی
ایزانا سعی کرد با خودش بگه دوستشه ولی یونا این اواخر از دوستاش دوری میکنه رفت پیام قبل تر نوشته بود
یونا عزیزم لج نکن جواب بده
قبل تر
صبحت بخیر عزیزم
قبل تر
بیخیال اون شو اون حتی نمی خواد تو رو ببینه
قبل تر
ببین اگه اون مرد رو ول کنی قول میدم خودم بهترین مردی شم که تا به حال دیدی
قبل و قبل تر و خوند و
خون جلوی چشماش رو گرفته بود
ایزانا . یونا
رفت سمت اتاق یونا در رو یهو باز کرد یونا سشوار دستش بود از حموم در امده بود (لباس تنش بود )
یونا . بله
ایزانا . این چیه ؟
یونا . کدوم ؟
ایزانا گوشیو گرفت جلو
یونا . اونطور که فکر میکنی نیست فقط یه مزاحمه همین
ایزانا . چرا چیزی بهم نگفتی ؟
یونا . تو اصلا بودی که بهت بگم
یونا پاشد از اتاق بره بیرون ایزانا و اون الان دقیقا یه میلی متری هم بودن ایزانا واینساد یهو گفت یونا
یونا تا سرشو برگردوند ایزانا محکم زد تو صورتش
ایزانا . گمشو از جلو چشمام (داد )
یونا سرشو گرفته پایین
ایزانا . گفتم گمشو (داد )
یونا رفت پایین چون الان زمستونه کاپشنش رو برداشت زد بیرون
ایزانا رفت خودشو انداخت رو تخت خوابید بیدار که شد دید ساعت نزدیکای ۲ ظهره یهو یادش امد دیشب چی کار کرده
گفت
یونااااا کجایی ؟
خونه رو گشت غیب شده بود دستشو نگاه کرد گفت
چرا خودم با دستای خودم ملکم رو زدم
رفت لباس تن کرد زد بیرون جاهایی که حدس بود رو گشت ولی یونا نبود
بعد سیمکارتش رو عوض کرد زنگ زد کاکوچو کاکوچو برداشت . بله
ایزانا . یونا غیب شده
کاکوچو . ایزانا الان دستم بنده زنگ میزنم بهت
ایزانا همینجور مونده بود
یونا رفته بود اونجایی که قبل از بغل پادشاهش امن ترین وگرم ترین جای دنیا بود براش همون جایی که کل بچگی هاش رو گذرونده بود و البته در اونجا همیشه به روش باز بود درسته رفته بود سمت یتیم خونه تا در باز شد کلی بچه قد و نیم قد امدن سمتش بغلش کردن
یونا هم متقابل بغلشون کرد
بچه ها دستشو گرفتن کشیدن سمت سالن یهو چشمش خورد به یکی از کارکن ها که براش حکم مادر رو داشت اون خانم یونا رو محکم بغل کرد
یونا . دلم خیلی برای همتون تنگ شده بود یه دنیا
اسم اون خانم ساکورا هست
ساکورا . منم همینطور .بعد که آروم ازش جدا شد رفت پیش بچه ها تا نیمه های شب پیش بچه ها بود تا بهشون گفت
اگه نخوابید فردا بی انرژی میشد ها منم از بچه های خسته خوشم نمیاد پس برید بخوابید
بعد از کلی سر و کله زدن
ساکورا . از دیدنت یه دنیا خوشحال شدم ولی چرا الان ؟
یونا . عیبی داره شب دلم بخواد بیام پیشتون ساکورا . نه
یونا میخوام پیشتون بمونم تا چند وقت مزاحم که نیستم هستم ؟
ایزانا نشته پیش کاکوچو
کاکوچو . مطمئنم پیش بچه هاست اونجا رفتی ؟
ایزانا . نه نرفتم
کاکوچو . باشه بمون همینجا تا بیام
کاکوچو رفت جلو یتیم خونه در زد اون مسی نبود جز یونا
یونا . سلام
کاکوچو . صورت یونا رو گرفت چک کرد
یونا . کاکوچو چت شده ؟
کاکوچو . هیچی بیا بریم
یونا . بریم ؟ کجا ؟
کاکوچو . پیش ایزانا
یونا . من نمیام بزار به خودش بیاد این اواخر حالش بده ادامش پارت بعد دو پارتی است 😁💖
- ۲۵.۹k
- ۰۴ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط