{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو..

سناریو..
وقتی مدل برند دیوری و برای اولین بار میان سر فیلمبرداریت و روت کراش میزنن
‌
‌نامجون:"بعد فیلم برداری با دوتا اییس کافی میاد سمتت و درمورد کارت باهات صحبت میکنه"
‌
‌جین:"میاد و ی سلفی باهات میگیره و استوری میکنه..زیرش تگت میکنه و مینویسه ی فرشته ی مهربون"

شوگا:"بهت پیشنهاد همکاری میده"

هوسوک:"حتا ی دیقم نتونست چشماشو ازت بدزده و همینجور خیره بهت موند"

جیمین:"بهت پیشنهاد رفتن به مهمونی رو داد"

تهیونگ:"با گوشیش مشغول فیلم گرفتن ازت بود و تمام مدت با ذوق بهت خیره شد"

کوک:"بدجوری روت کراش زده بود برای همین بهت اعتراف کرد"

‌
دیدگاه ها (۲)

Mikey

Izana

part : 37chapter : 2ویلیام زود باش توضیح بده× میخوای واقعیت ...

My lovely neighbor part : ۷۶

𝑭𝒓𝒐𝒎 𝒎𝒚 𝒉𝒆𝒂𝒓𝒕 ::part²:《 همه بهش خیره شدن..رئیس پوزخندی زد و ...

و کم کم چشات تار شد ....وقتی بیدار شدی توی بیمارستان بودی ...

[•] عمارت عشق [•] part: 11گریه میکرد و به خودش فحش میداد. نه...

ابلیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط