{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا که نامت بر زبان آمد، زبان آتش گرفت

تا که نامت بر زبان آمد، زبان آتش گرفت
سوختم چندان که مغز و استخوان آتش گرفت
حیدر آمد خاک همچون باد ،گرم گریه شد
خواست تا غسلت دهد، آب روان آتش گرفت
#یا -زهرا
دیدگاه ها (۶)

تا كه نامت بر زبان آمد ، زبان آتش گرفتسوختم چندان كه مغز است...

تقدیم به مادر شهیدمون💔🖤🤍دیر آمدم دیر آمدم در داشت می‌سوختهیئ...

پارت: 25 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*عصر همان روز، هوا به طرز ا...

درباره‌ی جهان:در آینده‌ای نه‌چندان دور، بشریت با کشفِ «کریست...

『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...

Part:5🐣چند روز گذشته بود اما هیچکس خبری از سونا نداشت همه فک...

-روز خونینسرما تا مغز استخوانم نفوذ کرده بود، اما تنم از حرا...

خسف | قصه بیست و دوم: حضرت زینب (س) بخش اول

Five

پرنسس ناخواسته

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط