#باران ❣جمعه‌ها انگار از تقویمِ آدم‌ها جداست

#باران ❣جمعه‌ها انگار از تقویمِ آدم‌ها جداست
ساکت و آرام و راکد
فارغ از آزردگی
جمعه می‌آید که جانی تازه گردد
در دل این روزگار بی‌مروت،
در دل این زندگی...
جمعه می‌آید که از خاطر نباید برد این‌ها را:
- هنوز آغوش هست!
هنوز آدم به شوق بوسه‌ای، حرفی، نوازش‌های محبوبی،
هنوز از یاد لبخندی،
سراپا شور می‌گردد.
چرا غم؟
آدمی با بی‌خیالی در مصاف زندگی
در اوج باران‌های غم
پر شور می‌گردد...
چرا غم؟
ماهِ بی‌تابم! نمی‌بینی؟
هنوز آغوش هست...

#نرگس_صرافیان_طوفان‌
دیدگاه ها (۰)

اول میگفتم ،تو اگر "کلمه "بودی میشدی مرهم...بعد دیدم تو خود ...

بزرگسالی این شکلیه که شاید غمگین نباشی ولی دیگه خیلی‌ام خوشح...

نرسه مرگ این رویا ....هر شب که می‌رسه با کوله باری از خستگی ...

𝕴𝖓𝖙𝖗𝖔𝖉𝖚𝖈𝖎𝖓𝖌 𝖒𝖞𝖘𝖊𝖑𝖋🌊🌤سلام، من لیانا هستم — دختری سیزده‌ساله،...

ماه من غصه چرا ؟!آسمان را بنگرکه هنوزبعدِ صدها شب و روزمثل آ...

باران میباریدصبح بودپاییز بودپیاده بودم و تنها....

جاده بی راهه

دوستتـ دارمـ، مثل درختی که باران را. بی‌نیاز از دلیل، بی‌انت...

(آهنگ فراموش شده‌ی ما)پارت ۴**ویو آت**صبح جمعه با صدای بلند ...

$-The Fairy's - Monster's wrong love-$👒Part 3 👒آن روز فرا رس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط