پارت دو

ویو ا/ت


کیم دیر رسیده بود و همین جوری از دستش عصبی بودم
شیطونی میگفت بگیرم با چاپستیک جرش بدم(دخترم انقدر خشونت لازم نیست🤣)

ات: کیم در عوض بردت چی می خوای؟


کیم:مثل همیشه ۱۰۰ میلیون وون ،تو چی میخواهی


ات :۲۰۰ میلیون وون


کیم ی زره تردید داشت ولی ولی قبول کرد

۵ دقیقه بعد


ات:خوب کیم باختی پولمو بده



کیم : م ..من متاسفم خانم پ...پولی ندارم


ات: یعنی چی پس میکشمت


کیم:صبر کنید من یه پسر دارم میتونم اونو بدم


این دقیقا چیزی بود که ات میخواست


ات:قبول بدو



۲ ساعت بعد


بالا خره رسیدیم خونه ی کیم
خیلی ساکت و بهم ریخته بود
یه زره استرس داشتم چون اون روز قیافه ی خشن و سردی به خودم گرفته بودم

ویو نامجون


بعد از اینکه اخراج شدم رفتم پارک و ۳ ساعت قدم زدم و برگشتم
وقتی رسیدم دم در دیدم یه ون سیاه جلو دره
رفتم تو و دیدم



ادامشو شاید امروز بزارم الان دیگه حوصله ندارم
ببخشید اگه بد شد اولین بارمه فیک مینویسم
دیدگاه ها (۳)

وقتی تولدت بودو..

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۱ات ویو مامانمینا زنگ زدن جواب دادم ات: سلامممممم. ا ب....

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

پنهان عشق

bts

درخواستی : وقتی بهت خیانت کرد

پارت 46🌲 ویو آتآت با خنده گفت:ـ باشه دایی 😂🌿 ویو تهنمی‌دونم ...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ⁴ویو ته‌وون_________امشب...

#برادر ناتنی من

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم ^_^

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط