{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهے دلت فقط یک "جانم" مےخواهد

گاهے دلت فقط یک "جانم" مےخواهد
یک جانم سادہ..حتے بے بهانہ..فقط یک جانم..

صدایت کہ کرد ..اسمت را کہ با عشق بہ زبان آورد.. بلہ نگو.. در بلہ هیچ حس و حالے نیست

اصلا جانم مثل آغوش است...
از یاد نمےرود
هیچ جانمے از یاد هیچ زنے نمیرود

زن کہ باشے با یک جانم سادہ قرار میگیرے
آرام مےشوے
قرارش مےشوے...
آرامش مےکند

همین یک جانم قوت قلبش مےشود
حواست باشد ؛ جانم را کہ گفتے یواشکے نگاهش کنے تا برق چشمانش را ببینے
قرارش را ببینے...

ببینے چہ میکند همین یک "جانم" سادہ


عشق تو هوس نیست کہ باشد یا نباشد
نفس است...تا باشے..تا باشم

من حالم با تو خیلی خوبه دیگه چیزی مهم نیست علیرضام عشقم
دیدگاه ها (۲۵)

بزرگترین اشتباه زندگی ام ؛آنجا بود که فکر کردم اگر کاری با ب...

شاهزاده دوست داشتنی من

پارت پانزدهم | چرا ازم دفاع کردی؟بعد از تمام شدن کلاس...همه ...

_ «کای عزیزم. از روزی که رفتی شب های زیادی را بدون تو و گرما...

قلبی در قلمرو دشمنپارت یک — آغاز بازیباران آرامی روی خیابان‌...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:3بعد کلی بحث بالاخره تهیونگ توانست پسر ...

تک پارتی از جونگ کوک اسم فیک :شرطِ مرگبارنورهای کم‌سوی کافه ...

پارت اول — جایی میان ماجونگ‌کوک همیشه فکر می‌کرد عشق یعنی پی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط