{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part _ 4_

وستا~
_ ارشام نگاشون کن دوتاشون تو فکرن
+ اینو ولش دیدی ارتا چه هات بغلش کرده بود نیفته
_ وایی جرر ارع
+ نازیم انگار همچین بدش نیومدع بودا
_ من که از خدامه سر و سامون بگیره ... برم صداشون کنم بریم
+ اول بوس بدع بد برو
_ عه ارشام الان اخه
+ اره همین الان همین جا ندی مجبور میشم خودم بگیرم
_ خاک ب سرم بیا بابا
......
_ اهم اهم نازییییی ارتااااا بیاین میخایم بریم رستوران
+ باش
ارتا ) بریم
نازی~
تو ماشین ارتا پشت کنارم نشست انقد زوم بود روم که نمیتونستم نگاش کنم ایش بیشور منم میخوام هیز بازی در بیارما
اخیش رسیدیم واو چه رستوران شیکی ای جون باز این جذاب لعنتی کنارم نشست
ارتا~
تو ماشین کنار نازی بودم هر کاری میکردم نمیتونستم چشم ازش بردارم رسیدیم رستوران نازی مث یه پرنسس کوچولو به دور و بر نگا میکرد نشست ، منم کنارش نشستم اصن حواسم به بچع ها نبود فقط محو اون چشای وحشیش بودم
....
«خوشگل وحشی»
دیدگاه ها (۱)

P9 . PRISAN MAFIA.

رمان تو خود منی

وقتی دوست پسرت تولدت فراموش کرد💛پارت ۲شب شد کوکی پیام داد که...

کپشن مهمههه🐥🎀عروسک من😈🔞پارت نوزدهم "فرشته"موهای موج دارمو شا...

۵٬۶ روز نبودم ، دیگه خودتون ببینید❤بچه ها دیشب ما طبس موندیم...

پارت هفتم ات. عوضی کوک. ممنون از تعریف ت ات. اگه خوردین بری...

پارت ۱۷ «خواهش میکنم....هققق...یونگی آروم باش...هقق»نفس عمیق...

رمان تهیونگ

محو زیبایی او پارت ۲۹ویو رزا که یهو خیلی بهم نزدیک شد بین لب...

استاد من ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط