یه جوونى از یه بزرگی پرسید :

یه جوونى از یه بزرگی پرسید :
اگه دنیا فانیه، چرا همه دنبالش میدوون ؟
چرا وقتی مالشون تو این دنیا جا مىمونه، همه دنبالشن ؟
چرا آدم به خاطر پول، حتى دوستشو دشمن مىبینه ؟

آن بزرگوار از جیبش یه بسته کبریت درآورد و 3تاش رو برداشت، بعد 2تاشو گذاشت توى قوطی کبریت، و اون یکی رو از وسط نصف کرد، با اون نوک تیز چوب کبریت لای دندوناشو تمیز کرد و فرمود:
. . .
. . .
. . .
. . .
من چه میدونم ؟ ! ! !


فقط جهت عوض شدن حال و هوا......
دیدگاه ها (۳)

ابلیس

صدای محکم بسته شدن در ماشینی از پایین رشته فکراش رو پاره پار...

تکپارتی جونگ کوک

^o^) (^o^)دختر کوچولو از جا پرید. جوری که انگار وحشتناک ترین...

به محض اینکه پسر از در کافه بیرون رفت و سایه‌اش ناپدید شد، د...

ادامه پارت 13🍷𓂃𓂃𓊝#contract جمله‌اش نیمه‌کاره موند. دختری که ...

𝑫𝒂𝒓 𝒐𝒎𝒈𝒉𝒆 𝒏𝒆𝒈𝒂𝒉 𝒕𝒐(در عمق نگاه تو)پارت𝟏𝟐...حرفش با صدای زنگ ...

یه جوونى از یه بزرگی پرسید : اگه دنیا فانیه، چرا همه دنبالش ...

یه جوونى از یه بزرگی پرسید : اگه دنیا فانیه، چرا همه دنبالش ...

خدایی کوتاهه بخونید به دردتون میخورهیه جوونى از یه بزرگی پرس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط