{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

☘️هیچ وقت نمیتونی بفهمی پشت خنده های کسی چقدربغض جمع شده.

☘️هیچ وقت نمیتونی بفهمی پشت خنده های کسی چقدربغض جمع شده....
پشت بی خیال گفتنش چقدرحرف نگفته....
پشت بی تفاوتیاش چقدر دلتنگی.....
پشت آرایش غلیظ یه زن چقدر عشق،دلشوره،اشک ،شک ....
پشت سکوت سنگین یه مرد چقدر غرور،ترس ،درد...
تو هیچ وقت نمیتونی بفهمی پشت دستای گره خورده یه زن و مرد چقدر فاصله خوابیده....
پشت تعهدشناسنامه ای شون چقدر هوس...
پشت قیافه ی منطقیه یه آدم چقدر جنون...
پشت عصبیت یه آدم چقدر مهربونی...
پشت سرشلوغی های یکی چقدر تنهایی...
پشت انزوای یکی چقدردلیل...
توهیچ وقت یه زن خیابونی رو تو خونه اش ندیدی
همون طور که یه خانم جلسه ای روتوو خونه اش...
تو از خاطرات کودکی یه قاتل زنجیره ای ،یه دزد حرفه ای ،یه معتاد الکلی چیزی نمیدونی....
تو خیلی وقتا،خیلی جاها،توو خیلی شرایط نبودی اما راجبش گفتی
قضاوت کردی
رای دادی
محکوم کردی
تو خدا نبودی اما خدایی کردی....☘️

❤️پ.ن:هیچوقت تا وقتی خودش اعتراف نکرده...قضاوت نکن...❤️

📝#آرام_نوشت☘️
#آرام_نوشت
#پریسا_زابلی_پور
دیدگاه ها (۱۸)

ادم ها بهت بدی کردن هیت های خیلی زیاد و زشتی دادن اما تو تقص...

تولدت مبارک لیکسییییی 🐥💛🎂شاید هیچ‌وقت نتونستم از نزدیک ببینم...

ویدیو ولش....زنگ اول ادبیات داشتیم خب؟ یه معلم عقده ای هست م...

سناریو چویا

سناریو درخواستی از کاراسو (آره عکس قشنگ ازش نداشتم😔)کاراسو د...

ارغوان خوشگلبلای من:)))میخواستم خیلی زودتر برات پست بزارم ول...

رمان عشق ممنوع

تکست آهنگ ایستگاه شهر یخ علی سورنا [ورس یک]خیس سرد و ساکتعرق...

### 🖤 پشت نیمکت آخرپارت ۶: مردی که جونگوک رو می‌شناختسکوت سن...

پارت یک رمان عشق ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط