{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🍒🌱نسیم صبح را ، بی وقفه بر فرمان خود کردم

🍒🌱نسیم صبح را ، بی وقفه بر فرمان خود کردم
خبر آرد تو را !  معشوقه ی پنهان خود کردم
بغل کردم نسیمی را ، که از سوی تو  می آمد
از عطر و بوی گیسویت روان در جان خود کردم
صدای خنده هایت را که در باغ و چمن پیچید
به دوش او ، دلیل چهره ی خندان خود کردم
تپش های دل دیوانه ات را جمع کردم آه
شفای سینه و این قالبِ لرزان خود کردم
خیال بوسه های آتشینت روی گل ها را ؛
دوای دردها و دوری و هجران خود کردم
به جای شبنم لغزان به روی برگ گلپونه؛
تو را مهمان آغوش و پَرِ دامان خود کردم
تصور کن لبت انگور شیراز است و من تشنه
تمام شهدشان نوشیدم آب و نان خود کردم
شبی را بی فروغ چشم تو هرگز نخوابیدم
رواقِ ابروانت ،  سایه ی مژگان خود کردم
هنوزم با نسیم و قاصدک های رها در باد
تبانی می کنم ! یاد تو را پیمان خود کردم
بمانی از بلاها دور و ، باشد جان تو ایمن !
که من روح تو را سنجاقِ جان ، پایان خود کردم🍒🌱
افسانه_احمدی_پونه
دیدگاه ها (۰)

پارت: 1 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*نیم ساعت بعد روی پیست دو و ...

چند پارتی

#pain#P¹¹³#Season²در طول مسیر به یک موسیقی بی کلام گوش میکرد...

My lovely neighbor part : ۶۸

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۲۰: پناهی در میانِ طوفانسکوتِ میا...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتپارت ۳۰ | «حقیقتی که پنهان مانده...

#تو‌نیستی‌که‌ببینیچگونه عطر تو در عمق لحظه‌ها جاری‌ست!چگونه ...

تو نیستی که ببینیچگونه عطر تو در عمق لحظه‌ها جاری استچگونه ع...

چه میشد یک شب از روی وفا مهمانِ من باشیتنِ ویرانه را در بَر ...

در ماه ترین حالت ماهدر ژرف ترین جای دریاها در گرمترین تابستا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط