با خودم میگفتم

با خودم میگفتم
که چگونه خواهی بخشید
این شکننده توبه های مکرر را
و نومید میشدم ...
اما در جانم زمزمه کردی ،که تو کریمی!
و با کریمان کارها دشوار نیست ...

لحظاتتون پر از یاد خدا
شبتون آروم
دیدگاه ها (۸)

جئون جانگ کوک فرشته ی آرمی هاگلدن مکنه کیوتی عشق من روزت مبا...

چند پارتی(درخواستی)

بکی تو حیاط بود معمولا شبا میره تو حیاطفرد ناشناس:این دفعه ح...

#دوپارتیموضوع:(وقتی اون یه خوناشامه)بنگچان/ا.تشب بارونی بود....

پارت ۱۷

جونگ کوکا واقعا ۲۹ سالت شد ؟ تو هنوز برای آرمی ها و اعضا همو...

free from the court (p10)

پارت ۱ ویو ا.ت صدای همهمه ی صحبت ها در فضای عذاب آور خونه پی...

پارت ۴---صبح روز بعد، پرتوهای ملایم خورشید از پنجره‌ی قدی ات...

سناریو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط