پارت ۳

پارت ۳
× یه چیزی بگو لعنتی ( عربده و گریه )
+ فقط یه شرط داره که پیشت بمونم
× چه شرطی ( بغض )
+مافیا بودن رو کنار بزاری
× باشه باشه از مافیا کناره گیری میکنم فقط تو پیشم بمون خواهش میکنم (گریه )
+ گریه نکن عین پسر کوچولو هایی میمونی که مامانشون برای چند دقیقه رفته بیرون
× یه پسر کوچولویی بهت نشون بدم
+ هیییی
× خنده
۵سال بعد
جونگوک الان از باند کنارهرگیری کرد و رییس یه شرکت بزرگ شده و ما ۲تا بچه داریم
+ مامانیییی ( جیغ)
جیغ نزن مین سووووو
× سلام به پرنسس و ملکه ی من
سلاممممممم ( هردو مین سو و آت )
بیاین بریم غذا بخوریم
× بریمممم
و با خوشی باهم زندگی کردن
پایان❤
دیدگاه ها (۰)

پارت ۴ وقتی بهت سیلی زد ویو توی دادگاه جونگوک : آت غلط کردم ...

#معشوقه_آلفا

به زیباییه مشکی

سه پارتی از چان: (وقتی که هردوتون...) p2دکتر: آروم باشید لطف...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:5^دوباره دارم همون کارو باهاش میکنم،هیو...

رمان : رفتار سرد

My Arirang Part 7

#تکپارتیموضوع:(وقتی پات پیچ خورده و نمیتونی راه بری اون میبی...

((جوانه عشق در قلبی سنگی))پارت:۱۱(ویو تهیونگ)تویه اتاق جلسه ...

ترسیده بود. سرش درد میکرد. حالش خوش نبود. ل درد وحشتناکی تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط