پارت ۱

ویو میونگ
کت چرمم و پوشیدم و سوییچ و برداشتم و رفتم پایین
سوار ماشینم شدم و به
سمت شرکا رفتم
امروز همه ی کاراگاه ها با رئیس جلسه داشتن
منم جزوشون بودم


در اتاقم و باز کردم و رو صندلی نشستم
داشتم پرونده هارو چک میکردم
که منشی رئیس اومد
منشی: خانم کیم جلسه چند دقیقه دیگه برگزار میشه
+ممنون میتونی بری

بلند شدم لباسم و مرتب کردم
به سمت اتاق جلسه راه افتادم


ویو جونگ کوک
داشتم کارام و انجام میدادم که هیونگ بهم زنگ زد و گفت برم اتاق جلسه
جلسه داریم
(هیونگ منظورش رئیسه که اسمش باک هیون هست چون جونگ کوک باهاش دوسته هیونگ صداش میکنه)
رفتم سر جام نشستم بقیه هم اومدن (اعضا و میگه اینجا همه اعضا به جز جونگ کوک سهام دار شرکتن و میونگ و جونگ کوک کاراگاه هستن)
باک هیون: چند دقیقه وایسین تا خانم کیم هم بیاد
_مگه اونم میاد
نامجون: اونم مثل تو کاراگاه هست و مسئله بهش ربط داره
باک هیون: چون با تجربه هست نیاز داریم


نمیخواستم باهاش روبه رو بشم اونا نمیدونستن که ما چه گذشته ای باهم داشتیم
صدای در میومد
باک هسون: بفرمایید

ویو میونگ
در زدم و اجازه ورود گرفتم و رفتم داخل
حالن یکم بد بود
ولی سعی کردم نشون ندم
دیشب نتونستم درست بخوابم
باک هیون: خانم کیم حالتون خوبه؟
+بله
باک هیون: ولی چهرتون اینو نمیگه
+بگزریم میشه جلسه و شروع کنیم کار دارم

باک هیون: مسئله اینه یکی با شرکت مسکل داره و داره باهامون دشمنی میکنه
_برای همین سهام اومده پایین؟
باک هیون: آره و من از دوتاتون میخوام اون و پیدا کنین و بیارینش
+_چشم


چند روز بعد
ویو میونگ
تو این مدت هرچی دنبال اون مرده گشتیم پیداش نکردیم
همینطوری سهام میومد پایین
و شرکت وضعش بد بود
تا جایی که امکان داشت من همه جا پرسو جو کردم
ولی کمکی نکرد انگار
مرده غیبش زده بود
امروز دوباره جلسه داشتیم
به رئیسا (اعضا و باک هیون)
(چون اعضا سهام دارن اونا و رئیس هم صدا میزنن)
تو اتاق جلسه بودم که بقیه اومدن
باک هیون: جونگ کوک گزارش بده از کارات
_من از طریق دوربین ها میخواستم بفهمم ولی چیزی مشخص نبود
یاک هیون: خانم کیم شما چطور؟
+اول دوربینارو چک کردم فهمیدم که این مرده جاهای دیگه هم دیده شده از چند تا از دوستام که با اینطور مشکلات روبه رو شدن پرسیدم ولی اونا هم چیزی نمیدونستن

صدای در
باک هیون: بفرمایید(از این به بعد باک هیون و با @نشون میدم)
منشی: خانم کیم یه آقایی با شما کار دارن
+بگو چند دقیقه صبر کنن جلسه تموم بشه
منشی: گفتن کارشون مهمه و همین الان میخوان با سما حرف بزنن
+رئیس میتونم چند دقیقه برم
@اره

ویو جونگ کوک
چیکار داره باهاش
که بردتش بیرون
ویو میونگ
............
دیدگاه ها (۵)

مهمونی خطرناک پارت =11ویو ات:آسانسور در طبقه ۲۴ ام ایستاد و ...

(کشتار مافیا) «پارت 3»سوجین: بزن بریم بازی رو شروع کنیم (درح...

Love and the MoonPart 50ویو یونا● بعد از چند دقیقه به شرکت ر...

شب تولدم فصل 3پارت11جونگ کوک: با بچه که طرف نیستی با مافیا ط...

پارت ۲۶

رمان: رفتار سرد .

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁶ویو: اتصبح که بیدار شدم، دستم رو...

پارت ۲ | میز دردسرسازصبح روز بعد، تهیونگ دقیقاً ساعت ۷:۵۹ وا...

𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚 | 𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟏همه توی اتاق جلسه بودنتهیونگ ساکت نشسته بود و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط