{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
.
نگات ڪردم
بهـم گفتی
سلامے از سر احساس
تو آغوش تو آسودم
تورو خواستم
مثہ الماس.!!!
.
.
ترانہ از
محمد اڪبرجانی
.
🎀 🎀 🎀
دیدگاه ها (۱)

@jim_fic_btsآهای فسقلی من،من که میدونم چیزایی که بهم گفتی در...

پارت ۱۰ 🤣🎀محمد در خونتو زد باز کردی حالتای عصبی داشت نه سلام...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_41با حال خراب وارد خونه شدم ...

[سناریو]موضوع::وقتی از سرکار میان خونه و میبینن تو داری با ص...

تقدیم نگاه زیباتون

دریاچه قوپارت۳۹ یه فسقلیی اینجا مارو دید میزنه!(خنده عصبی)-(...

spanish girl:8

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط