{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

═ঊঈ🌸 🎀 🌸 ঊঈ═

═ঊঈ🌸 🎀 🌸 ঊঈ═

بیا که بار دگر گل به بار می آید
بیار باده که بوی بهار می آید

نه من ز داغ تو ای گل به خون نشستم و بس
که لاله هم به چمن داغدار می آید

بدین امید شد اشکم روان ز چشمه ی چشم
که سرو من به لب جویبار می آید

دلم به باده و گل وا نمی شود، چه کنم
که بی تو باده و گل ناگوار می آید

دل چو غنچه ی من نشکفد به بوی بهار
بهار من بود آن گه که یار می آید

بهار سایه تویی ای بنفشه مو باز آی
که گل به دیده ی من بی تو خار می آید ═ঊঈ🌸 🎀 🌸 ঊঈ═
دیدگاه ها (۱)

موج گیسویت اگر چشم و دلی خانه کُنَد خَم ابروی تو مُژگان ...

بسم رب المهدی(عج) می ترسم از آن لحظه که عمرم به سر آید مهتا...

خدمت شمس حق و دین یادگارت ساقیاباده گردان چیست آخر داردارت س...

رقیه بنت الحسین

عاشقانه های شبنم

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط