دختر من ۱۶
× هی بونگ سون صبر کن کجا داری میری هی دارم با تو حرف میزنم صبر کن
« بونگ سون اهمیت نمیده و سریع میره پیش پدرش »
+ پدر
*پسرم تو اینجا چیکار میکنی همین تازه اینجا بودی ...
+ پدر من نمیخوام
« کم کم اشک توی چشماش جمع میشه اماغرورش اجازه نمیده گریه کنه و گریه نمیکنه »
* پسرم اروم توضیح بده چیشد
+پدر پدر اون اون د..دختر همونی که ازش محافظت میکنم اون اون خودشه همونه
* کی پسرم
+همونی که توی زندگی قبلیم همسرم بود و من بخاطر یه اشتباه کشتمش نمیتونم تحمل کنم دوباره ببینمش و مرگشو خودم شاهد باشم اونم دوباره
« اشک هایش دیگر طاقت نمی آورد ومیریزند »
* آروم باش پسرم
+ نمیتونم
*بهش گفتی
+ نه فقط وقتی فهمیدم سریع اومدم پیشت
*خب الان میخوای چیکار کنی
+ نمیدونم ولی نمیخوام برم پیشش
* میدونی اگه نری قانون و میشکنی تو مسـٔول اونی و تمام تلاشت را بکن و ازش محافظت کن اگه هنوز دوستش داری عاشقش باش
+ اما اون یه انسانه
*مهم نیست مهم عشقه مهم اینه که دوستش داری مگه من و مادرت یه انسان و فرشته نبودیم در ضمن اگه بخاطر فرشته بودنت مشکل داره این اجازه را بهت میدم که انسان بشی هدفم فقط خوشبختیه تو پسرم
+ یعنی میگید میتونم دوباره عاشقش بشم و باهاش ازدواج کنم؟
* البته که میتونی فقط کافیه باهاش مهربون باشی و عین یه انسان رفتار کنی
+ تمام تلاشمو میکنم پدر ممنونم ازت پدر « پدرش را بغل میکند »
* موفق باشی برو احتمالا دختره نگرانته که یهو اومدی اینجا و تنهاش گذاشتی
+خداحافظ
« میره خونه موانا اما نیست سریع میره دنبالش و میبینه که داخل خیابان دنبال یه کسی میگرده سریع میره پیشش »
ادامه دارد......
حمایت فراموش نشه🤪🙂😉🥰
سعی دارم بیشتراشو امروز آپلود کنم چون خیلی زیاده 😂🤪😂✌🏻
« بونگ سون اهمیت نمیده و سریع میره پیش پدرش »
+ پدر
*پسرم تو اینجا چیکار میکنی همین تازه اینجا بودی ...
+ پدر من نمیخوام
« کم کم اشک توی چشماش جمع میشه اماغرورش اجازه نمیده گریه کنه و گریه نمیکنه »
* پسرم اروم توضیح بده چیشد
+پدر پدر اون اون د..دختر همونی که ازش محافظت میکنم اون اون خودشه همونه
* کی پسرم
+همونی که توی زندگی قبلیم همسرم بود و من بخاطر یه اشتباه کشتمش نمیتونم تحمل کنم دوباره ببینمش و مرگشو خودم شاهد باشم اونم دوباره
« اشک هایش دیگر طاقت نمی آورد ومیریزند »
* آروم باش پسرم
+ نمیتونم
*بهش گفتی
+ نه فقط وقتی فهمیدم سریع اومدم پیشت
*خب الان میخوای چیکار کنی
+ نمیدونم ولی نمیخوام برم پیشش
* میدونی اگه نری قانون و میشکنی تو مسـٔول اونی و تمام تلاشت را بکن و ازش محافظت کن اگه هنوز دوستش داری عاشقش باش
+ اما اون یه انسانه
*مهم نیست مهم عشقه مهم اینه که دوستش داری مگه من و مادرت یه انسان و فرشته نبودیم در ضمن اگه بخاطر فرشته بودنت مشکل داره این اجازه را بهت میدم که انسان بشی هدفم فقط خوشبختیه تو پسرم
+ یعنی میگید میتونم دوباره عاشقش بشم و باهاش ازدواج کنم؟
* البته که میتونی فقط کافیه باهاش مهربون باشی و عین یه انسان رفتار کنی
+ تمام تلاشمو میکنم پدر ممنونم ازت پدر « پدرش را بغل میکند »
* موفق باشی برو احتمالا دختره نگرانته که یهو اومدی اینجا و تنهاش گذاشتی
+خداحافظ
« میره خونه موانا اما نیست سریع میره دنبالش و میبینه که داخل خیابان دنبال یه کسی میگرده سریع میره پیشش »
ادامه دارد......
حمایت فراموش نشه🤪🙂😉🥰
سعی دارم بیشتراشو امروز آپلود کنم چون خیلی زیاده 😂🤪😂✌🏻
- ۱۲.۲k
- ۰۹ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط