مربی موتور سوار

part 24


ویو ات . سریع از اتاق خارج شدم و فقط با سرعت رفتم پیش برادرم ولی اون صحنه مدام توی سرم تکرار میشد نمیدونستم چیکار کنم با خجالت نشستم بجا و فقط خدا خدا میکردن زودتر این مراسم تموم بشه

چند ثانیه بعد پدرم اومد پیشم و با لبخند گفت

پدر ات . دخترم بیا میخوان با یکی اشنات کنم

ات . یا علی کی ؟

ات بلند شد با پدرش رفت رو به روی همون مردی که ازشون پذیرایی کرد وایسادن یه پسری بغلشون بود

ات ویو . وقتی دقت میکردم اون مرد چهره ی آشنایی داشت همونی بود که اون روز اومده بود شرکت پدر رئیس کیم

پدر ته . خانم کانگ چقدر زیبا و سرحال هستید

ات . خیلی ممنونم

پدر ته . میخوام با پسرم اشناتون کنم

جنگکوک . سلام من جئون جنگکوک هستم

ات . خیلی خوشبختم کانگ ات هستم
.
.
.
ادامه دارد .....

بچه ها مرسی بابت تمام حمایت هایی که میکنید ❤️❤️❤️❤️
دیدگاه ها (۲۶)

پارت ۵۵╭─────────────── 🦋 ───────────────╮✦ پارت بعد | مربی ...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.1×هی پسر کانگ وو:ب...

پارت یک یون: قربان اون جنگلی که میگین اصلا امنیت داره نامجون...

«آرامش» پارت: 3«داستان:دعوایی غیر منتظره»ته. خب پس بازی کنیم...

پارت 46 رمان عشق مدرسه ای ات: اله هیونجین: باشه پس من برم گر...

p5

پارت 19 رمان 🤍عشق مدرسه ای 🤍ات رو برد اتاق. و پرتش کرد رو ت...

پارت نوزدهم ( آخر) یک ماه بعدات. ای دلم تیر می‌کشه کوک. میخو...

مهمونی خطرناکپارت=16ویو جونگ کوک:راستش اصلا حس خوبی به ته هو...

#برادر ناتنی من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط