{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ا‌ت:یااا خنده نداره

ا‌ت:یااا خنده نداره
تهیونگ: حالا بیاین
ا.ت ویو
رفتیم پایین که مادر جونگ کوک و تهیونگ
گفت آخر هفته عروسیه امروز که سه شنبه است
جونگ کوک: فردا میایم دنبالتون برا خرید لباس
مامان کوک و ته: ما دیگه میریم خدافظ
ا.ت و الی: برین دیگه بر نگردین
تهیونگ: شنیدیم
ا.ت: بلند گفیتم که بشنوین ایش
تهیونگ و کوک: بای
ا.ت:این همه خدافظی برین دیگه
ا.ت ویو
بعد از رفتن اینا رفتم خودمو رو تخت پرت کردم خوابم برد


پارت بعد شرط داره
تعداد لایکاتون بره بالا
۲۰ تا لایک بشه فیک و زود زود میزارم براتون
دیدگاه ها (۱)

دختر تنها________________________________ ویو ا/ت: داشتم با ...

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏صبح زود خونه از همیشه شلو...

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

True Love③⓪فرداتهیونگتهیونگ: دیشب خوب خوابیدی؟ ا/ت: آره خوب ...

ادامه ی فصل سوم 👇🫠خوش اومدین،» جونگ‌کوک با صدایی گرم و مهربا...

" بعد صبحانه "" ویو لیا : صبحونه رو خوردیم و به کوک‌گفتم سفر...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت³ویو ا/تمامان ا/ت: سلام دخ...

شب تولدم فصل 3پارت 9سوار متورامون شدیم و رفیقای ات ترک متورا...

پارت ۲۵

پارت اخر فردا ساعت۱۲:۳۰ویو تهیونگ:از خواب بیدار شدم و دیدم ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط