{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اندکی از #تو

اندکی از #تو
بسیاری‌ست از همه چیز

#محمود_درویش

فاطمه ی جان 😍❤️

پ.ن: وقتی میخنده راحتتر نفس میکشم
انگار دنیا رو بهم دادن

پ.ن: سعی کردیم با قاشق کمی آب دهنش کنیم با حرص و ولع میخواست بخوره ، از یه طرفم خیلی سرفه میزد و به سختی قورت میداد ... دردناک ترین لحظاتم همین وقتاست که چیزی رو میبینه و میخواد بخوره اما نمیتونه...💔💔
دیدگاه ها (۲۹)

I need you're body part 13بدو بدو به سمت سالن ورزش رفتم از د...

my prisoner

#پارت_۸۳ #رمان_سفر_عشقالین با لبخند نگام کردمن:جونمالین اومد...

🚦🚧mafia🚧🚦○●jhope●○p.۴

#چندپارتی#هان#استری_کیدز{Mafia in my home}part¹⁹.....ویو ا.ت...

شب دردناک )پارت ۶از اتاق خارج شد و گوشیش را برداشت با دیدن ت...

My Red Moon...✨🫀🌚Part⁶⁹🪐🦖کوک: چی میگی تهیونگ...!؟ احمق شدی.....

فصل۲ |شب دردناک|پارت ۱۵۵ات : ایل یانگ مادرت هنوز هم نیومده ا...

ادامه پارت یک:و اون لحظه ذهن این پنج پسری که تو اتاق به نقطه...

#پارت صدو شصت و هفت... #کارن....داشتم به حرص خوردنش نگاه میک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط