{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

I need youre body

I need you're body
part 13
بدو بدو به سمت سالن ورزش رفتم از در سالن نگاه کردم و یه صحنه ای دیدم که قند تو دلم آب شد و نتونستم چیزی بگم و فقط نگاش کردم
دستکش های بکس من رو پوشیده بود که خیلی براش بزرگ بود و جلوی کیسه بکس وایستاده بود و به صورت خیلی کیوتی به کیسه ضربه میزد انگار که یه بچه ی سه ساله داشت ضربه میزد که یهو چرخید و چشمش به من افتاد چند ثانیه نگام می‌کرد و بعدش گفت
ن. اگه میخوام دعوام کنی که چر........
ک. کیوت
ن. چی
ک. خیلی کیوتی جوجه
ن. هو به من نگو جوجه
ک. مگه دروغ میگم تو جوجه ی منی دیگه
ن. نخیرشم اولن که من جوجه نیستم خیلی هم بزرگم بعدش هم من جوجه تو نیستم
ک. مال خودم میکنمت
ن‌. بیست و شیش بار عزیز
ک. یعنی چه بیست و شیش
ن. هیچی ولش کن راستی این سالن برا توجه
ک. آره دیه بعدشم مگه تو قرار نبود از اتاقت بیرون نیای
ن. به تو چه
ک. ببین با من کل‌کل نکنا
ن. مثلا میخوای چیکار کنی
ک. خودت هم خوب میدونی که به ضررت تموم میشه اگه اون روی منو با بی ادبیت بالا بیاری
ن. مثلا میخوای چیکار کنی
ویو نیلا
به خدا هر بار که جوابشو میدادم مثل سگ میریدم به خودم ولی مجبور بودم جوابشو بدم چیکار کنم عزیزم نمیتونم زبونمو نگه دارم
دیگه هیچی نگفت و گفت
ک. دنبالم میای یا یه جور دیگه بیارمت
منم برای اینکه آتیش خشمشو بیشتر نکنم دنبالش راه افتادم و به سمت سالن غذایی حرکت کردیم سر میز ناهار نشستیم و غذا های عجیبی بود که دوست نداشتم اینا رو بخورم من غذای همیشگیم رو میخوام ( منظورش غذا های ایرانی هستش) برای همین گفتم
ن. من این غذا هارو دوست ندارم قورمه سبزی میخوام
ک. قورمه سبزی چیه
ن. غذای ایرانی تازه برنج ایرانی هم میخوام
(نیلا جان عزیزم دخترم زنیییکه العان به قول خودت جومونگ واسه تو از وست سئول پایتخت کره جنوبی یهو قورمه سبزی غذای اصیل ایرانی از کجا بیاره فرزندم)
ک. خب اینجا گه پیدا نمیشه باید دستورش بگی تا برات بپزن
ن. نهههههه هیچ کسی به جز ایرانی نمیتونه غذای ایرانی رو خوب درست کنه اونم برا اولین بار پس خودم درست میکنم
ک. تو مگه بلدی
ن. العان کدبانوییم رو می‌کنم تو چشت
یه غذایی بهت میدم که تا العان مزه ی هرچی خوردی رو فراموش کنی
ک. ببینیم و تعریف کنیم
ن. تو آشپز خونه نمیای تا کارم تموم شه
ک. باشه
رفتم سمت آشپز خونه و به یکی از خدمت کار ها گفتم وسایل هاشو بیاره تا خودم درست کنم چند دقیقه بعد لوازم رو آورد استینام رو زدن بالا و شروع کردم حدود یک ساعت طول کشید قشنگ جا افتاد قورمه سبزیم و بوی غذام کل امارتو برداشته بود غذام رو ریختم تو ظرف و بردم رو جزیره و برنج هم ظرف کردم
صدای کوک کردم اومد و نشست و یه نگاهی به من کردم گفت بو شاهکارت کل امارتو برداشته
ن. دیگه این منم
ک. چطوری باید بخورم
ن. نگاه کن این رو میریزن رو برنجشون و با برنج میخورن
کار های من رو تکرار کرد اولین لقمه رو که خورد چشماش گرد شد و دست زد بعد از قورت دادن نگام کرد و گفت بی نظیره که خواستم جوابشو بدم که نههه همون درد لعنتی کوک میخواست دومین لقمش رو بخوره که نتونست من هم دلمو گرفتم یه نفس عمیقی کشید و به غذا نگاهی کرد و گفت
ک. قورمه سبزی عزیز العان کار مهمتری دارم بعدا میام سراغت بلند شد و اومد سمت من من رو عین گونی سیب‌زمینی بلند کرد و گفت . اینبار دیگه راه فراری نداری
ن. چی میگی بزارم زمین


کلیلیلیلیلیلیلیلی
بچه ها ممکنه فردا نتونم پارت بزارم برای همین این پارت رو العان گذاشتم
حمایتم کنید خوشگلا
دیدگاه ها (۳)

I need you're body part 12ویو نیلا نوشته بود نامجون یه نگاه ...

I need you're bodypart 11تقریبا ساعت های دونیم شب بود که یه ...

رمان عشق من واقعیه

#شراب سرخPart: ²¹ویو جنااز تهیونگ فاصله گرفتم و رفتم سمت مبل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط