کسخلان گروگان

ادامه پارت ³⁵
رفتم سمت اتاق و با آه در رو باز کردم و وارد شدم. بدون اینکه به اتاق نگاه کنم درو بستم و قفل کردم. بعد برگشتم. آه کشیدم و دستم رو روی صورتم کشیدم و چشمام رو بستم🤦🏻‍♀️
سنجو: شما دوتا هر خرایی که هستین، حال و حوصله ندارم پس خودتون خفه میشین و حرکت اضافه نمیکنین😒
سکوت...
اقا یه چیزی عجیبه...
اخم کردم و دستم رو برداشتم. چشمام رو باز کردم و دیدم👀...





























هاااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟
این دوتا کسخل اینجا چه غلطی میکننننننننننننن؟؟؟؟؟؟؟؟؟
داشتن با نگاه میکشیمت نگام میکردن💢🔪
کایا: بز سفیدددددددددددددددد🐩
کیوکا: زنده نیستییییییییییییییییییییییییی😠
پریدن سمتم. از شانس زیبا درو بسته بودم تا باز میکردم گرفته میشدم وقت نبود...😦
سنجو: عااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا شما دوتا شاسکول اینجا چه غلطی میکنیننننننننننننننننننننن😧
کیوکا: بمیریییییییییییی خودت تو بونتن چه غلطی میکنییییییی؟؟؟؟؟؟؟؟ مگه مافیایییییییییییییی؟؟؟؟؟؟؟ توی اسکللللللللللللللل میکشمتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت💢
سنجو: به من چهههههههههههههه اصن از کجا میدونستم شما تو این خراب شده ایننننننننننننننننننننننن؟؟؟؟؟؟؟😫
چیزی به کله م برخورد کرد. بح بح😶
سنجو: کیوکا دمپایی ننت رو از کجا آوردی...؟(باجی داداش کیوکاس... ننه باجی هم ننه کیوکاس🗿)
کیوکا: بمیرررررررررررررررررر میکوبونم تو کمرت هاااااااااااااااا😠
یهو در کوبیده شد
ران: هی؟ اونجا چه خبره؟؟😶
سانزو: سنجو من بهت گفتم مراقبشون باش. چه بلایی داری سرشون میاری؟؟😑
جیغ زدم: یکی این در لعنتی رو باز کنههههههههههههههههههههههه بشکنینشششششششششش فقط بازش کنیننننننننننن دارم میمیر_😫
کایا: دهنتو ببند بز سفیدددددددددددددددد🐩
جفت پا رفت تو کمرم👣
سنجو: کایاااااااااااااااااااااا ماهی بادکنکی روانیییییییییییی کمرم بیشعورررررررررررررررررر🐠
کایا: به درککککککککککککککککککککککککککک💢🔪
همون لحظه در شکست...🚪
ران، ریندو و سانزو داشتن با نگاه ودف مینگریستن눈°눈
ران: سنجو خورده شدی؟😧
سانزو: مگه قرار نبود مراقبشون باشی؟ چرا داری فرار میکنی؟😶
ریندو: چه خبره اینجا؟😦
سنجو: این ماهی رو از من جدا کنیننننننننننن😰
کیوکا پرید سمتم: کاواراگی سنجوووووووووووووووووو💢
سنجو: آقا گوه خوردم بسههههههههههههه😫
به هزار بدبختی از زیر کایا خودمو کشیدم بیرون و از در رفتم بیرون🚪
کایا: وایستا بز سفیدددددددددددددددد🐩
کیوکا: انقد عین بز ها ندووووووووووووووو🐏
رو نرده ها نشستم و سر خوردم
سنجو: وضعیت قرمزززززززززززززززز دوتا کسخل گروگان بونتن شدنننننننننننننننننن😰
ویو سانزو
سانزو: #_#
ران: %_%
ریندو: &_&
سانزو: اون دوتا از کجا سنجو رو میشناختن؟😧
ران: سنجو از کجا اسمشون رو میدونست؟😦
ریندو: اصلا چرا فرار می‌کرد؟😶
......
هر سه تا: نمیدونم...
~~~
یام یام
تیمام
چقد نوشتم دستمو ببوسین
حمایت؟
#انیمه
#توکیو_ریونجرز
#مایکی
#کسخلان_گروگان
دیدگاه ها (۲۴)

P26عروس فراری ..ا/ت صبح که بلند شد دید ریندو نیست و حتما پای...

عشق در گنگ

_ آره اون زنش رو داد به من. زنش هم به من داد. قطعا ران آخرین...

سلام عزیزانم گلای من خوبین من خوب نیستم دارم جرر میخورم شما ...

چند پارتی از بونتن پارت هفت سانزو . باورم نمیشه ریندو به تو ...

در ادامه ....💵💵💵💵💵💵💵💵💵💵💵💵💵💵💵💵در خانه سنجو قبل از اینکه سنجو ...

سلام اومدم با فیک جدیدشخصیت ها : ران ، ا/ت ، ریندو ، مایکی ،...

سناریوی ران و ریندو

سناریوی ریندو پارت ۱۶

خب نظرتون درباره این چیه که ببینیم ریکشنشون موقع تولدتون چیه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط