در ادامه
در ادامه ....
💵💵💵💵💵💵💵💵💵💵💵💵💵💵💵💵
در خانه سنجو قبل از اینکه سنجو بیاد:
ران: وای ریندو پنج تا دوست دختر پیدا کردم فکر کن 😏(در حال حرص دادن سانزو)
ریندو: منم امروز شش تا دختر بهم کادو دادن 😏😏
سانزو: الان این ها چه ربطی به من داره؟؟؟!
ریندو از لحن تمسخر: دو چی ؟ پلنگ صورتی
ران: آره راست میگه تو چی پشمک ؟
سانزو : اصن من گوه خوردم شما دوتا. و اوردم
دینگ دینگ!(صدای زنگ👌😂)
سانزو خواست درب رو باز کنه یهو سنجو درب رو باز کرد و در مورد تو صورت سانزو و ا.ت و آرام داشتم جررررر میخوردن
سنجو: سیلاااام به همگی
ریندو: سنجووو.....فکر نمیکنی زدی تو ....صورت یکییی😂😂😂😂؟
سنجو: البته از عمد بود
ا.ت و آرام: شهادتت صلوات محمدی پسند
سانزو عربدهکش: سنجو ای روانی خون دماغ شدم از دست توووووو
سنجو: به من ربطی نداره من دارم وارد میشم باید به فکر اینجا میبودی
سانزو: اینشالله میکشمت
ران با لحن خمار: اون دوتا کیان؟(اشاره به آرام و ا.ت)
سنجو: آرام و ا.ت
ران: خوب لیدی ها کدومتون میخواد کنار من خوشبخت بشه؟
ا.ت :😳😳😳😳
آرام:🫡🫡🫡🫡🫡🫡🫡🫡🫡
سانزو: ران ؟ .....کتک میخوای؟ ....میخوای بری زندان آب خنک بخوریئ؟!
ران: نه مرسی 😂
ا.ت دم گوش آرام: بیا به سنجو بگیم بریم داخل اتاق برای در خوندن
آرام: اوک
آرام : اهم اهم....سنجو جان میشه بریم داخل اتاق ؟
ریندو: میشه منم ی سوال بپرسم ؟(اشاره به آرام)
آرام:بفرمایید؟
ریندو: شما.....فرشته اید؟🥹😏
آرام:😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳
ران همچنان داشت به ا.ت نگاه میکرد اون صورت زیباش اون لبخندش اون چشماش اون موهای خوشگلش در کل محو زیبایی ا.ت شد و پوزخند ریز میزد و احساس کرد که این دختر برازنده خودش است (اوهههه بابااا😏)
# سنجو دست ا.ت و آرام و کشید و بردش داخل اتاقش#
سانزو و ران و ریندو: ......
❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
خب ....پارت بعدی رو میزارم بدرود
💵💵💵💵💵💵💵💵💵💵💵💵💵💵💵💵
در خانه سنجو قبل از اینکه سنجو بیاد:
ران: وای ریندو پنج تا دوست دختر پیدا کردم فکر کن 😏(در حال حرص دادن سانزو)
ریندو: منم امروز شش تا دختر بهم کادو دادن 😏😏
سانزو: الان این ها چه ربطی به من داره؟؟؟!
ریندو از لحن تمسخر: دو چی ؟ پلنگ صورتی
ران: آره راست میگه تو چی پشمک ؟
سانزو : اصن من گوه خوردم شما دوتا. و اوردم
دینگ دینگ!(صدای زنگ👌😂)
سانزو خواست درب رو باز کنه یهو سنجو درب رو باز کرد و در مورد تو صورت سانزو و ا.ت و آرام داشتم جررررر میخوردن
سنجو: سیلاااام به همگی
ریندو: سنجووو.....فکر نمیکنی زدی تو ....صورت یکییی😂😂😂😂؟
سنجو: البته از عمد بود
ا.ت و آرام: شهادتت صلوات محمدی پسند
سانزو عربدهکش: سنجو ای روانی خون دماغ شدم از دست توووووو
سنجو: به من ربطی نداره من دارم وارد میشم باید به فکر اینجا میبودی
سانزو: اینشالله میکشمت
ران با لحن خمار: اون دوتا کیان؟(اشاره به آرام و ا.ت)
سنجو: آرام و ا.ت
ران: خوب لیدی ها کدومتون میخواد کنار من خوشبخت بشه؟
ا.ت :😳😳😳😳
آرام:🫡🫡🫡🫡🫡🫡🫡🫡🫡
سانزو: ران ؟ .....کتک میخوای؟ ....میخوای بری زندان آب خنک بخوریئ؟!
ران: نه مرسی 😂
ا.ت دم گوش آرام: بیا به سنجو بگیم بریم داخل اتاق برای در خوندن
آرام: اوک
آرام : اهم اهم....سنجو جان میشه بریم داخل اتاق ؟
ریندو: میشه منم ی سوال بپرسم ؟(اشاره به آرام)
آرام:بفرمایید؟
ریندو: شما.....فرشته اید؟🥹😏
آرام:😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳
ران همچنان داشت به ا.ت نگاه میکرد اون صورت زیباش اون لبخندش اون چشماش اون موهای خوشگلش در کل محو زیبایی ا.ت شد و پوزخند ریز میزد و احساس کرد که این دختر برازنده خودش است (اوهههه بابااا😏)
# سنجو دست ا.ت و آرام و کشید و بردش داخل اتاقش#
سانزو و ران و ریندو: ......
❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
خب ....پارت بعدی رو میزارم بدرود
- ۱۰.۵k
- ۲۷ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط