چند پارتی از بونتن پارت هفت
چند پارتی از بونتن پارت هفت
سانزو . باورم نمیشه ریندو به تو باخته باشه
هینا . حالا که باخته دارین از دل درد زجر میکشین آره لبخند
ران . آفرین برای اولین بار باخت ریندو در مقابلت رو دیدیم ای دلم
هینا . بسه دیگه پسرا مطمئنم اون ناراحت میشه من الان میام وایسید
هینا . در زدن
ریندو . کیه
هینا . منم ببین واقعا عذر میخوام رفیق
ریندو بیا تو
هینا . بیا برات بازشون کنم
ریندو . نه ولش کن
هینا . بیا تو نزدیک ترین حالت ممکن موهای ریندو رو باز میکنه
ریندو . دا ... داری چیکار میکنی
هینا . معلومه دیگه
ریندو . گفتم ولشون کن
هینا . به هر حال آمدم عذر خواهی کنم
ریندو. نه مشکلی نیست
هینا . برای عذر خواهی باید چیکار کنم
ریندو . هیچی
هینا . باشه فعلا شب بود ران سانزو کاکوچو داشتن فیلم میدیدن
هینا . منم میتونم ببینم
سانزو . آره
وسطای فیلم کاکوچو . شونم احساس سنگینی داره
سر هینا رو شونه مثل بچه گربه خوابیده
ران . آخی چه بانمک
سانزو . منم میخوام
کاکوچو . مگه کورید که خوابه
ران . من میبرمش اتاقش
سانزو . من میبرمش
ران . ببین منم دوست دارم بغلش کنم
سانزو . ولی من اینکارو میکنم
کاکوچو . عمرا بدمش دست شما دو تا روانی خودم میبرمش
سانزو . هینا رو میکشه سمت خودش
کاکوچو . بیدار میشه ها
ران. عمرا نمی زارم
هینا. خواب
سانزو . کار خودمه دفعه ی بعدی برا شما
ران . هیچ نظری ندارم
کاکوچو . مهم نیست
سانزو . هینا رو پرنسسی(خودم نمیدونم میشه چه مدلی ) بغل میکنه میبرمش تو اتاقش میزاره
هینا . داری چیکار میکنی
سانزو . هیچی
هینا . سرشو میزاره رو سینه ی سانزو
سانزو . در ذهن همینه میتونم تا صبح بخوابم پیشش
ران . داری چه غلطی می کنی
سانزو . هیچی
ران . معلومه بزارش رو تخت
سانزو . کوری که نمیگی سرشو چسبونده به من
ران . چه ربطی داره
هینا . چه خبره
ران . هیچی
هینا خودشه از بغل سانزو میکشه بیرون
هینا . می رو رو تخت میخوابه
ران . هه زرشک سانزو
سانزو . تقصیر تو عه
ران. خب دیگه بریم بیرون دعوا کنیم
سانزو . رانن عصبانی
اینجا ریندو رو داریم که حس میکنه یه چیز خاصی توی چشمای هینا هست
همین طور کاکوچو
مایکی . دارید چی کار میکنید
ران . ام حرف میزدیم
مایکی . اینجوری اینجا
سانزو . داریم حرف میزنیم همین
مایکی . همین الان تمومش میکنید
ران و سانزو . چشم
مایکی در اتاق هینا رو باز میکنه
خوابه خوابه
مایکی . هینا بیدارشو میخایم بریم جایی
هینا . باشه .بیدار شدن .
مایکی دنبالم بیا
هینا . باشه
حدس بزنید میرن کجا فعلا بای
سانزو . باورم نمیشه ریندو به تو باخته باشه
هینا . حالا که باخته دارین از دل درد زجر میکشین آره لبخند
ران . آفرین برای اولین بار باخت ریندو در مقابلت رو دیدیم ای دلم
هینا . بسه دیگه پسرا مطمئنم اون ناراحت میشه من الان میام وایسید
هینا . در زدن
ریندو . کیه
هینا . منم ببین واقعا عذر میخوام رفیق
ریندو بیا تو
هینا . بیا برات بازشون کنم
ریندو . نه ولش کن
هینا . بیا تو نزدیک ترین حالت ممکن موهای ریندو رو باز میکنه
ریندو . دا ... داری چیکار میکنی
هینا . معلومه دیگه
ریندو . گفتم ولشون کن
هینا . به هر حال آمدم عذر خواهی کنم
ریندو. نه مشکلی نیست
هینا . برای عذر خواهی باید چیکار کنم
ریندو . هیچی
هینا . باشه فعلا شب بود ران سانزو کاکوچو داشتن فیلم میدیدن
هینا . منم میتونم ببینم
سانزو . آره
وسطای فیلم کاکوچو . شونم احساس سنگینی داره
سر هینا رو شونه مثل بچه گربه خوابیده
ران . آخی چه بانمک
سانزو . منم میخوام
کاکوچو . مگه کورید که خوابه
ران . من میبرمش اتاقش
سانزو . من میبرمش
ران . ببین منم دوست دارم بغلش کنم
سانزو . ولی من اینکارو میکنم
کاکوچو . عمرا بدمش دست شما دو تا روانی خودم میبرمش
سانزو . هینا رو میکشه سمت خودش
کاکوچو . بیدار میشه ها
ران. عمرا نمی زارم
هینا. خواب
سانزو . کار خودمه دفعه ی بعدی برا شما
ران . هیچ نظری ندارم
کاکوچو . مهم نیست
سانزو . هینا رو پرنسسی(خودم نمیدونم میشه چه مدلی ) بغل میکنه میبرمش تو اتاقش میزاره
هینا . داری چیکار میکنی
سانزو . هیچی
هینا . سرشو میزاره رو سینه ی سانزو
سانزو . در ذهن همینه میتونم تا صبح بخوابم پیشش
ران . داری چه غلطی می کنی
سانزو . هیچی
ران . معلومه بزارش رو تخت
سانزو . کوری که نمیگی سرشو چسبونده به من
ران . چه ربطی داره
هینا . چه خبره
ران . هیچی
هینا خودشه از بغل سانزو میکشه بیرون
هینا . می رو رو تخت میخوابه
ران . هه زرشک سانزو
سانزو . تقصیر تو عه
ران. خب دیگه بریم بیرون دعوا کنیم
سانزو . رانن عصبانی
اینجا ریندو رو داریم که حس میکنه یه چیز خاصی توی چشمای هینا هست
همین طور کاکوچو
مایکی . دارید چی کار میکنید
ران . ام حرف میزدیم
مایکی . اینجوری اینجا
سانزو . داریم حرف میزنیم همین
مایکی . همین الان تمومش میکنید
ران و سانزو . چشم
مایکی در اتاق هینا رو باز میکنه
خوابه خوابه
مایکی . هینا بیدارشو میخایم بریم جایی
هینا . باشه .بیدار شدن .
مایکی دنبالم بیا
هینا . باشه
حدس بزنید میرن کجا فعلا بای
- ۶.۷k
- ۱۳ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط