دلم برای نوشتن تنگ شده بود...

دلم برای نوشتن تنگ شده بود...
عاشقانه دوست دارم صدای نفسهای عشق را
بی بهانه وارد میشود
نه حیا را میفهمد و نه ریا
دل را میرباید و عقل را به خنده وا میدارد
بیا من و تو عشق بورزیم
بیا ا ا ا ا ا
بیا تا باران را دوست داشته باشیم
گنجیشکهای روی سبزه هارا دوست داشته باشیم
بیا دست در دست هم نفس زنان زندگی کنیم...
من زندگی نفس زنلن را ترجیح میدهم به خموش بودن و دم نزدن
دنیا زیباست
گلها زیبایند
من زیبایمツ(اجب)نکنه شک داشتینツ
تو زیبایی (هندونه است بابا جدی نگیر)
و مخلوقات خدا زیبایند...
بیا در اینهمه زیبایی زیبا بنگریم...
ღاســــــــــــــــــیر ســــــــــرنوشــــــــتـ
3/10/93
دیدگاه ها (۳۳)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۰۳از دست دادن مادرش...

مدرسه پولدارا پارت بیست و چهارم

نشان خورشید پارت آخر

سناریو

من مراقبتم آفرودیت من

تا وقتی قلبمان بیدار بشود

در زمان تدریس در دانشگاه پرینستون دکتر حسابی تصمیم می گیرند ...

لطفا حتما بخوانید:"•در زمان تدريس در دانشگاه پرينستون دکتر ح...

وانشات کوک بال های شیشه (پارت۸)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط