سناریو

«وقتی مافیان و از طرفی ما بارداریم و میریم اتاق شکنجه و حالمون بد میشه»

نامی:اووو من یادم رفته بود تو دیگه چرا حواست نیست(یادش که نرفته بود حواسش نبود مگه میشع ادم یادش بره بچه داره)

جین:عاا هندسام چی کردی بیا بریم بیا بریم

شوگا: نگاه ترسناکی به بادیگاردای جلوی در کرد که گذاشتن بیای تو و دستتو گرفت و بردت بیرون

هوسوک:ای وای ا٫ت ببخشید حواسم به نینیمون نبود

جیمین:واییی نهه(اینجا موچیمون بیشتر نگران خودشه چون بعد این قضایا ا٫ت حسابشو میرسه)

تهیونگ:(حواسش نبود و وقتی برگشت که بیاد بیرون..) عه ا٫ت خوبی؟نفس بکش (براید بغلش میکنه و میبره بیرون)

جونگکوک: تو اینجا چیکار میکنی؟ بیا بیرون.. یالااا
دیدگاه ها (۰)

(دلداده) ✩ویو ا/توقتی برگشتیم پیش پسرا، دیدم یه دختر کنار جو...

True Love③⓪فرداتهیونگتهیونگ: دیشب خوب خوابیدی؟ ا/ت: آره خوب ...

"اگـه لـبـاسـ زیـرتـونـ رو (🗿) تـو اتـاقـشـونـ جـا بـزاریـد"...

وقتی حواست نیست یهو میری تو اتاق میبینی لخ*ت مادرزادن😂بنگچان...

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

سناریو ایدل رویایی پارت ۴

سناریو از مایکی(تومان) درخواستی😘🍒❤️برای کاربر: @maysa_shokoد...

سناریو ساکورا تک پارتی

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

stolen

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط