{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفت که دیوانه نه‌ای ، لایق این خانه نه‌ای

گفت که دیوانه نه‌ای ، لایق این خانه نه‌ای
رفتم و دیوانه شدم ، سلسله بندنده
گفت که سرمست نه‌ای ، رو که از این دست نه‌ا
رفتم و سرمست شدم وز طرب آکنده شدم


گفت که تو کشته نه‌ای ، در طرب آغشته نه‌ای

پیش رخ زنده کُنش ، کُشته و افکنده شدم

 

گفت که تو زیرککی ، مست خیالی و شکی

گول شدم ، هول شدم وز همه برکنده شدم



گفت که تو شمع شدی ، قبله این جمع شدی

جمع نیم ، شمع نیم ، دود پراکنده شدم

 

گفت که شیخی و سری ، پیش رو و راهبری

شیخ نیم، پیش نیم، امر تو را بنده شدم



گفت که با بال و پری ، من پر و بالت ندهم

در هوس بال و پرش ، بی‌پر و پرکنده شدم

چشمه خورشید تویی سایه گه بید منم

چونکه زدی بر سر من پست و گدازنده شدم(حضرت مولانا)
دیدگاه ها (۲)

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

Four

KIM V

مرد من ۴

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم -------part:25

Which onepart 17کنار مامان جیمین نشستم و اون با لبخند گرمی ا...

داستان زندگی منپارت:22_لونارو آروم سمت خودم کشیدم و شروع کرد...

فیک:^فرشته ای در غلمرو دشمن^part:7 ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط