My patient angel | فرشته صبور من P2

+بله(با حرص)
جونگین(پیشکار هیون): قربان متاسفم که مزاحمتون شدم ولی .... ولی آقای کیم اینجان....
+این مردیکه عوضی چی می خواد دیگه...
جونگین: قربان .... بهتره برین پایین...
از لحن پراضطراب بومگیو معلوم بود دلیل اومدن کیم به لارا مربوط میشه.
+دهنش..... الان میام.....
بعد از انداختن نگاه کوتاهی به فلیکس همراه جونگین از اتاق خارج شدم.
ویو فلیکس:
همین؟ به همین راحتی منو فراموش کرد؟
گریه ام شدت گرفت. به آرومی روی زمین نشستم.
پشتمو به دیوار تکیه دادم و زانوهامو بغل کردم.
هرچقدر بیشتر فکر می کردم بیشتر گیج می شدم.
هیونجین دوستم داشت. مطمئنم نقش بازی نمی کرد.
همیشه باهام خوب بود. پس چرا یهو اینجوری شد؟
همش به خاطر لارا بود؟ چرا برای یک بار هم تو زندگیم کافی نبودم؟
تو همین فکرا بودم که همونجا خوابم برد.
ویو هیونجین:
لعنت بهت کیم جه این. فاک به خودت و خاندانت عوضی.
جونگین: قربان.....
+چیه؟
جونگین: واقعا می خواید نقشه رو اجرا کنید؟
+ منظورت چیه جونگین؟....
جونگین: آخه....... الان ...... وضعیت فلیکس هیونگ زیاد خوب نیست و
استرس زیاد می تونه خیلی خطرناک باشه....
+ می دونم جونگین می دونم.
ولی خودتم خوب می دونی که چقدر منتظر این فرصت بودیم.
جونگین: خواش می کنم قضیه رو برای هیونگ توضیح بدین اقا.
+ بعدا حرف می زنیم

........................................................................................
#straykids
#changin
#هیونلیکس
#چانگین
#وانشات
دیدگاه ها (۱۴)

پارت یازدهم ویو جونگکوک -۰ داشتم توی حیاط قصر قدم میزدم و به...

در دنیای من عشق بی معنی ست

p5

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۳۵ صبح روز بعد، هشت نفر جلوی دفتر مدیر...

پارت دهم.ویو آساآسا: مامان چیشدع؟چرا حرف نمی زنی فقط داری من...

خوشگل پسرا خودشونو معرفی کردن❤️🎀🦊: بچه‌ها، تا حالا ویدیوهای ...

پارت ۴ ویو مادر تهیونگ :حق با تهیونگه ا/ت واقعا دختر خوبیه ا...

پارت سهویو تهدرسته زیاده روی کردم یون داشت گریه میکرد منم رف...

وقتی....( درخواستی)

هیونلیکسسسس🤍🔥🔥🔥🐣: استی! ما بلاخره بعد از تقریباً یک سال برگش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط