{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

◾️ ششمین شب،شب قاسم..

◾️ ششمین شب،شب قاسم..
نمونده یک تن سالم...

🏴با عقده و بغض و غضب و کینه و درد
🏴از هـر طـرفی میانِ میـدانِ نبرد

▪️هر کس که جَمَل را به حسن باخته بود
▪️دقّ و دِلی اش را سرِ قاسم آورد...

#تاخدا
دیدگاه ها (۰)

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

محبوبم:سلام به شما از گوشه ی تنهایی من که دیشب در یکی از نیم...

برده عمارت جئون

چند پارتی بازی ممنوع

**عنوان: ضربان‌های پنهان باران**سالن مجلل مهمانی پر از هیاهو...

سناریو مایکی{جنگل چشمات}مدیر : حالا که اینطوریه اینارو ببین ...

﷽⚠️ «#لالاییِ غفلت» (نامه‌ای به دولت و ملت)✍ابوذر خدادادی م...

فصل هفتم — برای نجات تو می‌آیمهردین داخل خودرو نشسته بود که ...

بازم سکوت. کامیل قسم خورده بود که لب از لب باز نکنه. اگر امش...

『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط