mahdi0010
۲۸
پسند
🍃✨✨
🍃✨✨
﷽
🖤
خواستم فاطمه را با قلمم بنویسم
قلم از دست رها شد...
به سر افتاد... شکست!
پخش شد خون قلم روی زمین
و بنوشت
رازِ مستور خدا
پشت در افتاد... شکست!
.
#فاطمیه
#یازهرا
#ام_ابیها
دانلود
۲.۶k
۱۵ دی ۱۴۰۰
دیدگاه ها (
۰
)
تقدیم به مادر شهیدمون💔🖤🤍دیر آمدم دیر آمدم در داشت میسوختهیئ...
⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p91آروم زمزمه کرد:«کی برمیگردم...؟ اصلا...
رضا پهلوی زیر آتش انتقاد اپوزیسیون
-روز خونینسرما تا مغز استخوانم نفوذ کرده بود، اما تنم از حرا...
سایههای کلاغپارت سیونهم | میان مرگ و زندگی«کاوهههههه...!»ج...
چند پارتی
رمان: سلطنتِ گلهای سیاه 🖤🍒پارت چهاردهم: تاوانِ انتخابصدای پ...
#𝙁𝙞𝙫𝙚.𝙮𝙚𝙖𝙧𝙨.𝙤𝙛.𝙨𝙞𝙡𝙚𝙣𝙘𝙚 𝗽𝗮𝗿𝘁 25صدای نفس کشیدنش شنیده شد{بدون ...
***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **فصل دوم - ...
سایه ای در راهرو های نقره ای
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین