فیک کوک«عشق و انتقام» p21

*کوک(kook)*
بردن نانسی به اتاقش کار من بود!! از سوابقش خبر داشتم.. دختر شریه و نمیدونم چرا پدرم اونو قبول کرده!!
در زدم و رفتم داخل
کوک: سلام یو رام!! سلام آری شیی!! خب نانسی اتاقت الان اینجاست!!
نانسی:(با طعنه) هوفف مزاحم!! ممنونم اقای جئوون!!
کوک: لطفا مراقبش باشید!!
و رفتم بیرون!! این دختر دیوونه ای چیزی هست!! پامو گذاشتم تو اتاق که قلبم درد گرفت
اره آهنیه اما باعث شد مغزم سوت بکشه
جیهوپ: هی داداش!!! چیشدی؟!(بدو بلند شد اومد سمت کوک) جونگکوک؟؟!!
کوک: خ.. خوبم!! باید برم تو دستگاه!! میتونی.. ببریم خونه؟!
جیهوپ: میبرمت و بایدم یه تماس با دکترت بگیرم
با زور و زحمت سوار ماشین شدم و رفتیم خونه و مستقیم وارد اتاق شدم و رفتم داخل اتاقک و شروع به شارژ شد
بعد بیست مین وقتی خواستم بیام بیرون با قیافه دکتر لی روبه رو شدم
لی: خوشحالم میبینمت!!
کوک: باز اینجایی؟!
جیهوپ: اهم!!
کوک: زهر کروکدیل!!
لی: میبینم قلبت باز مشکل داره!!
کوک: اخیرا باعث میشه مغزم سوت بکشه!! بهرحال فکر کنم به مرگم دارم نزدیک میشم!! بهتر دارم به آرزوم میرسم
لی: مگه من مرده باشم که بزارم!! چیزی نیست به چندتا از سیماش خرابن که الان درستش میکنم
جیهوپ: یاخدااا اون چیه؟!!!!!
لی: باید سیماشو درست کنم دیگه!!
جیهوپ: الفاتحه الصلوات!! من رفتمممم
کوک: ترسویی دیگه مثل همیشه!! هوفف زود تمومش کنید
لی: چشممم
دیدگاه ها (۰)

شب تولدم فصل 3پارت 17ات: تهیونگ به حرفاش گوش میکنمو ازش فاصل...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰⁶بدون اینکه حتی متوجه گذر زمان بشم با...

مافیای من

پارت : ۲۹ادامه ....ا.ت : کلی بازی کردیم و بعد اعضا و سوگمین ...

دیدار باتو (part 2)

این پارت و یادم رفت اپ کنم

فیک کوک«عشق و انتقام» p10

part.37.جین.. پس جونگ کوک مگه پشت تو نبود نامجون..نامجون .. ...

فیک لیتل من🍼:))پارت ۱۱ویو کوکبعد از اتمام کارم....خخخخ...وای...

هفت مافیای سرد پارت ۱۰جونگ کوک مرا بلند و با همدیگر به سمت ل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط