🤎 سفری به گذشته 🤎

رفتم دوش گرفتم لباسامو عوض کردم آمدم پایین دیدم الکس و فیلیپ دارن بازی میکنن
+به به پسرای من
، ماماننن
فیلیپ آمد بغلم
+چطوری پسر مامان
، خوبم
+ داشتین چ بازی میکردین ؟
، ی بازی سخت که بلد نیستم
+عع ببینم چیه
رفتم پیششون که بازی کنیم
چند مین بعد
+واییی مغزم هنگ کرد این چ بازیه
#مامان تو هم کم آوردی
+ ارع والا
#پس معلومه من نابقه این خانواده ام 😎
+😂
،😂
+خوب دیگه بچه ها شب شده باید بریم بخابیم
# ، نههههه مامان لطفا
+یعنی هنوز بیدار بمونیم
# ، ارع
+باشه فقد امشب
# ، مرسیییی
یهو دوتاشون آمدن بغلم
+ هی هی بچها دارم خفه میشم
# عع ببخشید
+😂 اشکال ندارع...... خوب دوس دارین چیکار کنین
، # قصه قصه
+قصه ی چی
# قصه پریان
+ یااا الکس تو بزرگ شدی قصه پریان چیه
#مامان لطفا
+باشه باشه
دیدگاه ها (۰)

《نوری در دنیای مرده ها》پارت⁴ ساعت ۶ صبحویو یونایکی چیزی داشت...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.5کانگ وو:ای بابا ....

شب تولدم پارت 15ات: هی چیکار میکنی جونگ کوک: خیلی خوشگلی پرن...

پارت 44╭─ 🎀🦋 𝑽𝒊𝒆𝒘 𝑯𝒚𝒖𝒏 𝑾𝒐𝒐 🦋🎀 ─╮دایی: آهان... فهمیدم! 😏آت: چ...

Iove and the moonPart35همین طور همراه با رومی درحال قدم زدن ...

خبر خوش بلاخره یه پارت دادم بالاخره نوشتمممم😂❤️پارت...؟🔥عشق ...

خب.....پارت : ۱۴ ا.ت و جیمین اومدن داخل و دیدن که سوهو و تهی...

رمان جونگکوک

جدایی

پارت یازدهم این پارت اسمات کوتاه داره اگه جنبه نداری نخون ات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط