{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی با وجود رو مخ بودنت صاحبم شدی ..)

وقتی با وجود رو مخ بودنت صاحبم شدی ..)
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌· ·
───────────── · ·

تهیونگ: ا.تتتتت
از دشوری دراومدم
من: ها چیهههههه؟
تهیونگ: یه نگا به گوشیت میندازی بیب ( پوزخند)
با نگرانی دویدم سمت گوشی
برداشتمش
ا.ت: یا حضرت فیللل چه گوهی خوردی ک.یریی فیس
تهیونگ: درس صحبت کن بیب تا تنبیهت نکردممم
قضیه از این قرار بود که توییت زده که چند کا آدم خیلی زود دیدنش و کامنت گذاشتم
نوشته :
(سلام من ا.ت هستم یه دختره چصخل و کو.نی . واییی من از کو.ن مامانم دراومدم واییی جیغغغغ
من پسر همسایمونو دوس دارم اسمش تهیونگه خیلی خوشتیپه عاشقشمممم )
بالشتک راحتی رو برداشتم پریدم روش
من: پدصگگگگ کو.نیییی تخم شپشششش چه گوهی خوردی آبروم رفت میکشمتتتت
تهیونگ: وای ولم کم دختره ی کو.نی تا نکردم.تتتتت
ایندفعه بیشتر با بالش کوبیدم روششششش
من: ازم دور شو تخممم جننن
تهیونگ: کی به کی میگه حالا یه شوخی کردمممم
ازش دور شدم و اون طرف نشستم و گوشیمو دوباره دستم گرفتم
به کامنتا خیرهه شدم و سرمو محکم کوبیدم به دیوار
تهیونگ: چی شده بیب از چیزی ناراحتی ؟ ( پوزخند)
من: خفه شو آبرومو بردییی
ناراحت بهم خیره شد
تهیونگ: حالا یه شوخی کردم دیگه این ادا ها چیه
نگا حرصیمو دادم بهش
من: ادا؟؟؟؟ واقعا ک.صخندمه
من: میدونی جات کجاست؟؟؟
سوراخ دماغمو نشون دادم
من: اینجااااا
بلند شدم با حالی داغون رفتم آشپز خونه از یخچال بطری آبو برداشتم یه نفس سر کشیدم
یهو از پشت یکی بغلم کرد
دستشو پس زدم و نگاهمو بهش دادم
من: نزدیک من نیا ک.صخل پلشت کو.نی
تهیونگ: وااا
من: یه بار دیگه بهم نزدیک شی یه کاری میکنم مادر بگِیرَد پدر ناله کند فرزندان ناله کنان به دنبال مادرااااا
اینو گفتم و زدم بیرون

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌· · ───────────── .
‌‌‌فیل نشیم صلوات.
شرط پارت بعد 50کامنت
300تایی شیم
دیدگاه ها (۷۱)

فیک تهیونگ

True Love⑨تهیونگچند روز از اون شامی که خوردیم گذشته بود حرفا...

قاتل زنجیرای من ⛓️🩸[24]در کنار تهیونگ نشستم که تهیونگ برگشت ...

رمان : قلب در تاریکی

رمان:( تاوقتی که عاشقت شدم )

𓂃 ࣪˖ ִֶָ ˖ وقتی هم منشیش بودی و هم زنش...💜🪻🪽╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕‌ 𝟕منم ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط