{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دانشجویی به استادش گفت:

دانشجویی به استادش گفت:

استاد اگر شما خدا را به من نشان بدهید عبادتش می کنم و تا وقتی خدا را نبینم ان را عبادت نمی کنم.

استاد به انتهای کلاس رفت و به ان دانشجو گفت : ایا مرا می بینی؟

دانشجو پاسخ داد : نه استاد ! وقتی پشت من به شما باشد مسلما شما را نمی بینم.

استاد کنار او رفت و نگاهی به او کرد و گفت : تا وقتی به خدا پشت کرده باشی او را نخواهی دید !
دیدگاه ها (۱)

کجا ....همه چیز از آنجا شروع شد ...

سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله

خدا این عقل را برای چه آفریده است ...

پارت اول | «استاد کیم»صدای زنگ دانشگاه که در راهرو پیچید، با...

پارت ۴#تو راز شب های منیروز بعد، سوآ و جی‌هون توی کلاس منتظر...

وقتی هم دانشگاهی بودید و ..Part: ³وای نه ایکاش بر می‌گشتم به...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت چهارم :حکایت استدلالی از دی...

بهره برداری درست از اندیشه ...و عقل ...ارزش آدمیت ..

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏𝟎هانا آن شب یونا را به اتاقش دعوت کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط