پارت ۶ [آزمایش ۰۰۶ و ۰۰۷]
پارت ۶ [آزمایش ۰۰۶ و ۰۰۷]
دامیل :چی من نه نمیام چرا باید بیام
دامیال:《 دوس داشتم برم ولی نباید با این دهاتی جایی برم》
بکی :《وای چی بگم》
بکی : چون ما تنها نریم دوتا دختر تنها
دامیل : خب به من چه که شما تنها هستید
انیا : بکی راست میگه به اون چه چرا باید با ما بیاد
دامیل : هعه ی کله صورتی اون به درخت میگن
بکی : خب توهم درختی مگه نه انیا
انیا : اره خداییش
دامیل : چی
انیا : هم درازی و هم بی احساس
دامیل : اولن درست صحبت کن دراز چی هست قد بلند و دومن من اصلا هم بی احساس نیستم
بکی: چرا هستی
دامیل : نیستم
انیا : هستی
دامیل : نیستم
بکی : هستی
دامیل : نیستم (با صدای بلند)
انیا و بکی : هستی
اقا ی هندرسن : امدین کتاب خونه باید ساکت باشید دلتون تنیتروس( خدا کنه درست نوشته باشم ) می خواید
بکی و انیا و دامیل : چشم استاد ساکت میشیم
استاد ( همون اقای هندرسون ) : اگه دفعه ی بعد بجای درس خوندن حرف بزنید تنیتروس میدم
بکی و انیا و دامیل : ببخشید
استاد : درستون رو بخونید
دامیل :چی من نه نمیام چرا باید بیام
دامیال:《 دوس داشتم برم ولی نباید با این دهاتی جایی برم》
بکی :《وای چی بگم》
بکی : چون ما تنها نریم دوتا دختر تنها
دامیل : خب به من چه که شما تنها هستید
انیا : بکی راست میگه به اون چه چرا باید با ما بیاد
دامیل : هعه ی کله صورتی اون به درخت میگن
بکی : خب توهم درختی مگه نه انیا
انیا : اره خداییش
دامیل : چی
انیا : هم درازی و هم بی احساس
دامیل : اولن درست صحبت کن دراز چی هست قد بلند و دومن من اصلا هم بی احساس نیستم
بکی: چرا هستی
دامیل : نیستم
انیا : هستی
دامیل : نیستم
بکی : هستی
دامیل : نیستم (با صدای بلند)
انیا و بکی : هستی
اقا ی هندرسن : امدین کتاب خونه باید ساکت باشید دلتون تنیتروس( خدا کنه درست نوشته باشم ) می خواید
بکی و انیا و دامیل : چشم استاد ساکت میشیم
استاد ( همون اقای هندرسون ) : اگه دفعه ی بعد بجای درس خوندن حرف بزنید تنیتروس میدم
بکی و انیا و دامیل : ببخشید
استاد : درستون رو بخونید
- ۵۶۱
- ۲۴ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط