۹۰۲

۹۰۲
یک روز نصیحتم کرد. «این قدر وقت صرف #بچه‌ها نکن. یک کمی هم کتاب بخوان.» گفتم: «این بچه‌ها هر کدام یک کتاب هستند.» همه‌اش که کتاب خواندن نیست. گفتم مهم این است که خواندن و #زندگی کردنت یکی باشد، نه این که یک جور فکر کنی و جور دیگر زندگی کنی...

#فریبا_وفی
دیدگاه ها (۱)

تحول یعنی اون‌قدر از درونت تغییر کنی که دیگه نتونی مثل آدمِ ...

ببین نمیدونم کی هستی ولی الان مدال طلا گرفتی که گزارش کردی ف...

بفرمایید صبحونه‌ ی مفصل من، از ساعت ۵ صبح بیدارم و تا الان ک...

تا دیروز، حرف مردم برام حرف بود و فکر مردم برام مهم…اما امرو...

#بی_بال_پریدن نوشته: #قیصر_امین_پور خوانده شده در 25 شهریور ...

خواستم بگم که دنیا دو روز نیست که بیخیال باشی..هرکسی رو خواس...

وقتی مادرشوهر و پدرشوهر و خاله شوهر و شوهرخاله شوهر از نمایش...

🩷 hׁׅ֮υׁׅꭈׁׅtׁׅ — پارت دومسه روز از آن اتفاق گذشته بود.ا/ت د...

فیک: بابای سخت گیر من — part 14[سوآ پشت سر کوک وارد اتاق مطا...

پارت سوم — یک روز معمولیسوآ از وقتی یورا را با خودش برده بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط