{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صبحِ دیگر آمده،

صبحِ دیگر آمده،

باید ز خوابت کم کنی

آبِ کتری بی قرارت،

چایی ات را دم کنی

سکه گردانی به دورم،

از سرم رفعِ بلا

از دوبیتیِ لبت، گل بوسه مهمانم کنی
دیدگاه ها (۳)

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

dark life = 39

پارت سوم_جایی میان ما تهیونگ تا صبح نتوانست بخوابد.حرف‌های م...

Eight

پارت ۱۹۵

جدایی

پارت دهم ....پدر.ت. می تونید برید توی اتاق جلسه و صحبت کنید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط