پارت دهم
پارت دهم
....
پدر.ت. می تونید برید توی اتاق جلسه و صحبت کنید
! همه رفتن
ویو اتاق جلسه
+ عوضی چرا قبول کردی ( داد و عصبی)
- چون دلم خواست ( خم شد روی صورتش)
+ خودم خفت می کنم ( خواست حمله کنه که الا و ریا گرفتنش )
الا. خودت رو کنترل کن ات
لارا. آروم باش دختر
- جوش نیار خانومی ما قراره با هم ازدواج کنیم پس بهتره کنار بیای ( روی مبل لم داده )
+ کور خوندی
الا. چرا قبول کردی ( رفت جلو تهیونگ)
تهیونگ. مجبور بودم
الا. به چی مجبور بودی
تهیونگ. پدرم تهدید کرده بود میفهمی
الا.......
لارا. تو چی آخه چرا
جیمین. پدرم گفت اگه قبول نکنم نمی زاره از فلوریدا بیام بیرون و واقعا می تونه قبلاً این کار رو کرده
لارا. لعنتی این انصاف نیست
( ات از عصبانیت نشسته سرشون با دست هایش گرفته و آرنجش روی زانوشه)
( جونگکوکی هم روی مبل لم داده و نگاش می کنه)
( بقیه اعضای وارد میشن )
جین. تبریک میگم به عروس دوماد های گل ( با دست زدن وارد میشه )
نامجون. خانوم لی بهتره آروم باشید
+ چطور آروم باشم اون عوضی با بله گفتنش زندگیم رو نابود کرد
جیهوپ. درک می کنم ولی کاریه که شده نمیشه تعقییرش داد
یونگی. جیمین و تهیونگ مجبور بودن تو چرا بله گفتی
+ سوال منم دقیقا همینه
- چون بدم نمی یاد با یه شراب ناب ازدواج کنم
+ نه دیگه تو کتک می خوای ( بلد شد بره بزنه که نامجون جلوش رو گرفت
+ ولم کن
نامجون. آروم باش
+ بهت می گم ولم کن
نامجون. به خودت بیا ات درسته و توی دنیای بیرون دشمن هستیم ولی من تورو مثل خواهرم می بینم تمومش کن اینطوری خودت رو نابود می کنی
+( نشست) تو دیگه دشمنم نیستی نامی می تونم بگم نامی
نامجون. اره راحت باش می تونی همه ما رو با اسم صدا کنی
+ من نمی خوام ازدواج کنم
- این به خواست تو نیست بیب
یونگی. می تونید فقط توی فلوریدا به عنوان زن شوهر باشد و توی دنیای بیرون غریبه
الا. فکر خوبه
تهیونگ. موافقم
لارا. اره همین درسته
جیمین. اوکی پس موضوع حل شد
- شما می تونید از این روش استفاده کنید ولی من قبول نمی کنم
+ چرا اونوقت
- قصد تشکیل خانواده دارم ( نیشخند)
+ ( گلدون رو بر داشت به سمتش پرت کرد )
- جا خالی داد
الا. نه ات نکن
( همه سکوت)
- بین خانوم کوچولو تو از الان زن منی و نمی تونی از قضیه در بری ما ازدواج می کنیم و نمی تونی مانع این کار بشی ( اومد جلوش و یه بوسه روی سرش گذاشت و رفت بیرون )
+ الان چی کار کرد
جین. اون غلط کرد تو آروم باش
الا. و لارا. آروم باش
جیمین. الان منفجر می شه
+ الا اسپره آرام بخشم ( دستانش از عصبانیت می لرزه)
الا. بیا ( اسپره کرد تو دهنش )
( آروم شد کم کم)
جیهوب. خوب خطر رفع شد
یونگی. این پسر مثل اینکه واقعا ازت خوشش میاد
+ اون از من خوشش نمی یاد فقط می خواد باهام بازی کنه منم خوب بلدم بازی کنم بچرخ تا بچرخیم جئون ( رفت بیرون)
نامجون. جنگ جهانی سوم تو راهه
لارا. یعنی جونگکوک واقعا عاشق ات ه
تهیونگ. ما هم درست نمی دونیم این عشق با هوس ولی بهش علاقه داره
تهیونگ. من دیگه از دست این پسر خسته شدم
جیمین. حالا حالا ها ما درگیر این دوتا هستیم
جیمین. لارا میشه باهام بیای باید خصوصی حرف بزنیم
جین. اگه صحنه داره منم بیام
جیمین. هیونگ. فعلا بچه ها
( رفتن)
الا. ما هم باید درباره به چیز هایی صحبت کنیم
تهیونگ. موافقم
نامجون. ما میریم شما راحت باشید
( اعضا رفتن)
....
پدر.ت. می تونید برید توی اتاق جلسه و صحبت کنید
! همه رفتن
ویو اتاق جلسه
+ عوضی چرا قبول کردی ( داد و عصبی)
- چون دلم خواست ( خم شد روی صورتش)
+ خودم خفت می کنم ( خواست حمله کنه که الا و ریا گرفتنش )
الا. خودت رو کنترل کن ات
لارا. آروم باش دختر
- جوش نیار خانومی ما قراره با هم ازدواج کنیم پس بهتره کنار بیای ( روی مبل لم داده )
+ کور خوندی
الا. چرا قبول کردی ( رفت جلو تهیونگ)
تهیونگ. مجبور بودم
الا. به چی مجبور بودی
تهیونگ. پدرم تهدید کرده بود میفهمی
الا.......
لارا. تو چی آخه چرا
جیمین. پدرم گفت اگه قبول نکنم نمی زاره از فلوریدا بیام بیرون و واقعا می تونه قبلاً این کار رو کرده
لارا. لعنتی این انصاف نیست
( ات از عصبانیت نشسته سرشون با دست هایش گرفته و آرنجش روی زانوشه)
( جونگکوکی هم روی مبل لم داده و نگاش می کنه)
( بقیه اعضای وارد میشن )
جین. تبریک میگم به عروس دوماد های گل ( با دست زدن وارد میشه )
نامجون. خانوم لی بهتره آروم باشید
+ چطور آروم باشم اون عوضی با بله گفتنش زندگیم رو نابود کرد
جیهوپ. درک می کنم ولی کاریه که شده نمیشه تعقییرش داد
یونگی. جیمین و تهیونگ مجبور بودن تو چرا بله گفتی
+ سوال منم دقیقا همینه
- چون بدم نمی یاد با یه شراب ناب ازدواج کنم
+ نه دیگه تو کتک می خوای ( بلد شد بره بزنه که نامجون جلوش رو گرفت
+ ولم کن
نامجون. آروم باش
+ بهت می گم ولم کن
نامجون. به خودت بیا ات درسته و توی دنیای بیرون دشمن هستیم ولی من تورو مثل خواهرم می بینم تمومش کن اینطوری خودت رو نابود می کنی
+( نشست) تو دیگه دشمنم نیستی نامی می تونم بگم نامی
نامجون. اره راحت باش می تونی همه ما رو با اسم صدا کنی
+ من نمی خوام ازدواج کنم
- این به خواست تو نیست بیب
یونگی. می تونید فقط توی فلوریدا به عنوان زن شوهر باشد و توی دنیای بیرون غریبه
الا. فکر خوبه
تهیونگ. موافقم
لارا. اره همین درسته
جیمین. اوکی پس موضوع حل شد
- شما می تونید از این روش استفاده کنید ولی من قبول نمی کنم
+ چرا اونوقت
- قصد تشکیل خانواده دارم ( نیشخند)
+ ( گلدون رو بر داشت به سمتش پرت کرد )
- جا خالی داد
الا. نه ات نکن
( همه سکوت)
- بین خانوم کوچولو تو از الان زن منی و نمی تونی از قضیه در بری ما ازدواج می کنیم و نمی تونی مانع این کار بشی ( اومد جلوش و یه بوسه روی سرش گذاشت و رفت بیرون )
+ الان چی کار کرد
جین. اون غلط کرد تو آروم باش
الا. و لارا. آروم باش
جیمین. الان منفجر می شه
+ الا اسپره آرام بخشم ( دستانش از عصبانیت می لرزه)
الا. بیا ( اسپره کرد تو دهنش )
( آروم شد کم کم)
جیهوب. خوب خطر رفع شد
یونگی. این پسر مثل اینکه واقعا ازت خوشش میاد
+ اون از من خوشش نمی یاد فقط می خواد باهام بازی کنه منم خوب بلدم بازی کنم بچرخ تا بچرخیم جئون ( رفت بیرون)
نامجون. جنگ جهانی سوم تو راهه
لارا. یعنی جونگکوک واقعا عاشق ات ه
تهیونگ. ما هم درست نمی دونیم این عشق با هوس ولی بهش علاقه داره
تهیونگ. من دیگه از دست این پسر خسته شدم
جیمین. حالا حالا ها ما درگیر این دوتا هستیم
جیمین. لارا میشه باهام بیای باید خصوصی حرف بزنیم
جین. اگه صحنه داره منم بیام
جیمین. هیونگ. فعلا بچه ها
( رفتن)
الا. ما هم باید درباره به چیز هایی صحبت کنیم
تهیونگ. موافقم
نامجون. ما میریم شما راحت باشید
( اعضا رفتن)
- ۱.۳k
- ۳۰ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط