Vampire and witch

Vampire and witch
Part 8
ا/ت: باید هرچی سریع تر دارو رو گیر بیاریم
کوک: اهوم..بریم*
* ژاپن هیمالیا*
ا/ت: وااییی..هوفف..هه..صب..صبر کن
کوک: تازه من بچه بغلمه هاا زود خسته شدی
ا/ت: ببخشیدا من همین تازگیا زایدم یک وقت بهتون بر نخوره
کوک: صحیح :/.. اوناهاش..غاره اونجاس
گرگینه: شماها کی هستید؟
کوک: من یک خون آشامم ایشونم یک جادوگره دخترمون هم دورگه ماست و به دارو خانوم لی نیاز داره
گرگینه: ولی خانوم لی به من سه تا دارو دادن
کوک: من و ا/ت بهم نگاه کردیم
ا/ت: پس از همچی خبر داشته
کوک: یه سوال
گرگینه: بله
کوک: خانوم لی زندست؟
گرگینه:‌...
کوک: گفتم زندست؟
گرگینه:..آ...( خانوم لی از غار بیرون اومد)
لی: سلام کوک
کوک: لیلی؟
( لی لیلی دور گه آمریکایی و کره ای که جادوگره)
لی: :) ا/ت از آشنایی با تو خوشبختم
ا/ت: منم همینطور
لی: مطمعنم کلی سوال دارید.‌بیاید داخل
***
کوک: پس تو داشتی همچی رو میدیدی حتی رابطه هامونو؟
لی: آره ولی پشتمو میکردم که..ناراحت نشید میدونستم بچتون دورگه میشه..ولی سوال..شما هم میخواید انسان شید؟
ا/ت: راستش مطمعن نیستم
کوک؛ منم..تو گفتی عاشقمی؟ ( نگاه به ا/ت)
لی: بودم..چون میدونستم عشق زندگی تو ا/ت هستش نه من بخاطر همین خودمو گم و گور کردم.. بگذریم من سه دارو دارم میخواید استفاده کنید؟
کوک: باشه
ا/ت: باشه
لی: اول به..اسم دخترتون چیه؟..
کوک و ا/ت: یونا
لی: اول به یونا واکسنو میزنم که بخوابونینش چون تبدیلش درد داره*
یونا: زدن زیر گریه*
کوک: تموممم شدد..تموم شدد ( رفتم بیرون از غار تا بخوابونمش
لی: بیا به تو هم بزنم
ا/ت: آخخ*
لی: به تو هم بگم تموم شد؟😂
ا/ت: 😂..مرسی
دیدگاه ها (۱)

Forbidden love④کوک: منم چیزی یادم نمیاد منم مست بودما/ت: ازت...

Family members

devil or Angel²¹میجون: عزیزم داره دیر میشه بریم دیگه بورا: ب...

ترش و شیرین پارت آخر

Devil or Angel74

پسرک گفت چشات دخترک گفت چشام؟ پسرک گفت چشات منو یاد آدمی مین...

commercial lovePart 1ا/ت:من سه سال قبل با کوک آشنا شدم بعد ف...

Police man Part 2۱ا/ت: تقریبا ساعت 1 بود که حوصله ام سر رفت ...

smile part64 گذشته مامان جونگکوک قبل از شب که یونا خانوادش ب...

رمان مافیایی من فصل ۲ عشق پایدار یا ناپایدار پارت ۱۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط