{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پیش از آن که واپسین نفس را برآرم

پیش از آن که واپسین نفس را برآرم

پیش از آن که پرده فرو افتد

پیش از پژمردن آخرین گل

برآنم که زندگی کنم

برآنم که عشق بورزم

برآنم که باشم.
در این جهان ظلمانی

در این روزگار سرشار از فجایع

در این دنیای پر از کینه

نزد کسانی که نیازمند منند

کسانی که نیازمند ایشانم

کسانی که ستایش انگیزند،

تا دریابم

شگفتی کنم

بازشناسم

که ام

که می توانم باشم

که می خواهم باشم،

تا روزها بی ثمر نماند

ساعت ها جان یابد

و لحظه ها گرانبار شود
هنگامی که می خندم

هنگامی که می گریم

هنگامی که لب فرو می بندم
در سفرم به سوی تو

به سوی خود

به سوی خدا

که راهی ست ناشناخته

پُر خار

ناهموار،

راهی که، باری

در آن گام می گذارم

که در آن گام نهاده ام

و سر ِ بازگشت ندارم
بی آن که دیده باشم شکوفایی ِ گل ها را

بی آن که شنیده باشم خروش رودها را

بی آن که به شگفت درآیم از زیبایی ِ حیات.- اکنون مرگ می تواند

فراز آید

اکنون می توانم به راه افتم

اکنون می توانم بگویم .

که زنده گی کرده ام ... مارگوت بیکل
ترجمه احمد شاملو
دیدگاه ها (۱)

پیش از آنکه آخرین نفس را برآرمپیش از آنکه پرده فرو افتدپیش ا...

پیش از آن که واپسین نفس را برآرم...پیش از آن که واپسین نفس ر...

...........« تـــرانــه سکــوت »...........پیش از آنکه واپسی...

پيش از آنکه آخرين نفس را برآرمپيش از آنکه پـرده فـرو افتـد ،...

پیش از آنکه آخرین نفس را برآرم پیش از آنکه پرده فرو افتد پ...

پیش از اینکه واپسین عصر را برارم پیش از اینکه پرده فرو افتد،...

«بر آنم که زندگی کنم» پیش از آنکه واپسین نفس را برآرمپیش از ...

پیش از آنکه واپسین نفس را بر آرم، پیش از آنکه پرده فرو افتد،...

پیشنهاد شنیدنی ::::::::چیدن سپیده دم با صدای احمد شاملوپیش ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط