خدایـــــــــــــــا. . .

خدایـــــــــــــــا. . .

آغوشت را به من میدهی؟؟!!

برای گفتن. . . چیزی ندارم!!

اما برای شنیدن حـــــرف های تو!

گـــوش بسیار . . .

می شود من بغض کنم تو بگویی : جانم ؟؟

تو بگویی:

مگر خدایت نباشد که تو اینگونه بغض کنی. . .

میشود من بگویم خدایــــــــــا. . .

تو بگویی: جـــــــــــان دلم . . .!!

میشود بیـــــــــــایی . . .؟؟

تمنا میکنــــــــــــــــم. . . تمنا. . .
دیدگاه ها (۱)

مي نويسم از چشمهايم كه بي تاب نگاه توأنداز گوش هايم كه از فر...

و حالا به اجبار مجبور میشوم تا این را برایت بنویسم و از تو م...

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»بابا.جون.مهربونم😔می‌دانی؟...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

Love&HateP.8"بازم ویو رامیلا" مامانم داشت در مورد مراسم حرف ...

یک عمر حسرت دیدار پدرتان، سید علی، بر دلم ماند؛ تلاشم را کرد...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

#لبیک_سید_مجتبی✊🇮🇷یک عمر حسرت دیدار پدرتان، سید علی، بر دلم ...

گل خونی پارت 45جونگکوک و تهیونگ رفتن پایین صبحانه خوردن بعد ...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط