و حالا به اجبار مجبور میشوم تا این را برایت بنویسم و از ت

و حالا به اجبار مجبور میشوم تا این را برایت بنویسم و از ت

و حالا به اجبار مجبور میشوم تا این را برایت بنویسم و از تو میخواهم که این را نه به عنوان خداحافظی بلکه یادگاری قبول کنی.
ماهی عزیزم داستان ما اینجا تمام نمیشود و از تو خواهشمندم تا برایم کمی صبر کنی و زمان بدهی تا دوباره تو را به آغوش خودم بازگردانم.
امروز که من از تو دورتر میشوم تمام خاطراتمان و حرف هایمان را در ذهنم نگه میدارم و مرور میکنم. هیچوقت تو را فراموش نمیکنم چون تو اولین و اخرین فرد مهم در زندگی ام بودی ، هستی و خواهی بود. هیچوقت فکر نمیکردم که آنقدر وابسته ات بشوم که ترک کردنت به این سختی باشد اما چاره دیگری ندارم.کلی حرف برای گفتن برایت دارم اما قبلا همه را برایت تعریف کرده ام و مطمئنم میدانی چقدر برای من ارزشمند هستی. از ماهی کوشولو عزیزتر از جانم عذر میخواهم که اینگونه شد و به خداحافظی ختم شد اما بدان تو را با تمام سلول های درونم دوستت دارم و در یادم خواهی ماند.
دوست دار تو جوجه طلایی✨ #H
دیدگاه ها (۰)

با تاخیر 1 روزه تولدت را تبریک می گوییم و نامه ای برایت🎂سلا...

پارت ۷ویو سوهی*بعد از گذشت ۵ ساعت خوابیدن بیدار شدم و دیدم ک...

با احترام به آن چیزی که کاش داشتی

کاملا حرفش درسته !چون از نظر منم دسته بندی کشورهای دنیا , دق...

ات ویو نمی‌دونم چرا اشکام بند نمیاد... من سیزده ساله که با ...

پروانه جان

رویایی واقعی اما مانند دروغ

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟟دوستت خواهم داشتدر سکوت، در کلام، در صلح، در جنگ‌.𓂃˖...

امروز تولد کسیه که شاید خودش هیچ‌وقت نفهمه چقدر حضورش توی زن...

پارت ۳۴خونه جین:یواش بزارش رو مبل جیهوپ جونگ کوک:خوبم بابا چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط