{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گل خونی

گل خونی
پارت 45



جونگکوک و تهیونگ رفتن پایین صبحانه خوردن بعد هم جونگکوک آماده شود رفتن سوار ماشین شودن

چند دقیقه بعد رسیدن

- من دیگه برم

+ وایستا کارت دارم

- جانم

+ باید این نکته هارو رایت کنی

- چیرو

+ با دختر ها حرف نمیزنی و همچنین پسرا  و هرکسی میخواست شماره تو بگیره نده بعد بگو من توی رابطه هستم و همچنین میخواستی بیای خونه بهم زنگ بزن خودم میام دنبالت

- گوشی ندارم

+ این از گوشیت

- مرسی

+ اوکی به حرف هام گوش کن اگر نکنی دیگه خودت میدونی چی میشه

- ارع میدونم یه سوال

+ جانم بپرس

- خب چرا خودت نمیای

+ باشه بریم

تهیونگ و جونگکوک وارد کافه شودن همه بهشون نگاه میکردن

- سلام کسی نیست

؛ کوک تویی چه عجب  امدی اینجا

- کارداشتم نتویستم  راستی جین امد اینجا

؛ ارع اونجا نشسته

- مرسی

؛ خواهش میکنم

+ اون کی بود  که بهت میگفت کوک

- خدمتکار

+ انقدر به خدمتکارات نزدیکی

- بله

- سلام

: سلام نفسم چه خبر چیکار میکنی

+ شما

: جین هستم و شما

+ تهیونگ هستم

: خوشبختم

+ همچنین

- خب دیگه چه خبر

: سلامتی

؛ کوک میشه یک دقیقه بیای

+ به چه دلیلی بیاد

؛ یکی کارش داره

- کی

؛ نمیدونم........
دیدگاه ها (۰)

تک پارتی تهکوک . ( هیچکدوم از اینها واقعی نیست )

شاگرد لوس من

پارت ۲۶ — «رازِ رها»چند دقیقه گذشت و هیچ اتفاقی نیفتاد.جونگک...

ᴛᴇᴋᴏᴏᴋ | تک‌پارتی«پسر غرغرو روی من ☆»تهیونگ: چاگی، میای بریم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط