{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزي دروغ ب حقيقت گفت:

روزي دروغ ب حقيقت گفت:
ميل داري باهم ب دريا برويم و شنا كنيم؟
حقيقت ساده لوح پذيرفت و گول خورد...
آن دو با هم كنار ساحل رفتند...
وقتي ب ساحل رسيدند حقيقت لباس هايش را در اورد و دروغ حيله گر لباسهاي او را پوشيد و رفت...
از آن روز هميشه حقيقت عريان و زشت است اما...
دروغ در لباس حقيقت با ظاهري آراسته نمايان ميشود...
دیدگاه ها (۱)

س

این هم ازکتاب جدیدکودکان

دیگرنه اشکهایم راخواهی دید،نه التماسهایم راونه احساسات این د...

توبه نميكنم... من براي ب تو رسيدن... از گرگ هم سمج ترم...

𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑺𝒐𝒏𝒈 𝒐𝒇 𝒕𝒉𝒆 𝑺𝒆𝒂`𝑷𝒂𝒓𝒕`¹هیچ‌کس نمی‌دانست در عمیق‌ترین...

007-پنهان در مه - پارت ۶۶

33pلارا با آرامشی که از خودش هم عجیب بود، بالا رفت و یک لباس...

حقیقت پنهان پارت ۵نامجون اولین کسی بود که قدم برداشت و به سم...

روزی دروغ ب حقیقت گفت :میل داری با هم ب دریا برویم و شنا کنی...

دروغ به حقیقت گفت:«میل داری باهم به دریا برویم و شنا کنیم؟»ح...

روزی دروغ به حقیقت گفت : میل داری با هم به دریا برویم و شنا ...

حقیقت و دروغ

روزی روزگاری دروغ به حقیقت گفت:«میل داری باهم به دریا برویم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط